از روزي كه عبّاس، چشم به جهان گشوده بود اميرالمؤمنين و امام حسن و امام حسين را در كنار خود ديده بود و از ساية مهر و عطوفت آنان و از چشمة دانش و فضيلتشان برخوردار و سيراب شده بود.
چهارده سال از عمر عبّاس در كنار علي(ع) گذشت، دوراني كه علي(ع) با دشمنان درگير بود. گفته اند عبّاس در برخي از آن جنگها شركت داشت، در حالي كه نوجواني در حدود دوازده ساله بود، رشيد و پرشور و قهرمان كه در همان سنّ و سال حريف قهرمانان و جنگاوران بود. علي(ع) به او اجازة پيكار نميداد، به امام حسن و امام حسين هم چندان ميدانِ شجاعت نمايي نميداد. اينان ذخيره هاي خدا براي روزهاي آيندة اسلام بودند و عبّاس ميبايست جان و توان و شجاعتش را براي كربلاي حسين نگه دارد و علمدار سپاه سيدالشهدا باشد.
برخي جلوه هايي از دلاوري اين نوجوان را در جبهة صفّين نگاشته اند. اگر اين نقل درست باشد، ميزان رزم آوري او را در سنين نوجواني و دوازده سالگي نشان ميدهد.
*** بقیه در ادامه مطلب ***

محب آل الله | -
حضرت زينب(س) در سال ششم و به روايتى در سال پنجم قمرى، دو سال پس از تولد امام حسين(ع)، در حيات جدش حضرت محمد(ص)، در مدينه منوره ديده به جهان گشود.(1)
پدرش اميرمؤمنان على بن ابى طالب(ع) و مادرش فاطمه زهرا(س) دختر رسول گرامى اسلام(ص) مى باشند. وى در خانواده اى ديده به جهان گشود كه مهبط جبرئيل امين و محل نزول وحى و ارتباط با ذات بارى تعالى بود؛ همان خانواده و بيتى كه به گواهى قرآن مجيد، ساكنان آن همگى پاك و پاكيزه و معصوم مى باشند.
زيرا جدش حضرت محمد(ص)، پدرش حضرت على مرتضى(ع)، مادرش فاطمه زهرا(س)، برادرانش امام حسن مجتبى(ع) و امام حسين سيدالشهدا(ع)، بودند كه پنج تن آل عبا مى باشند و انس و جنّ و فرشتگان به نام نامى آنان افتخار و تبرك مى كنند.
به هر روى، اين كودك سعادتمند، در خردسالى مادرش را از دست داد و در خانه خويش، به جاى مادر مهربان مورد احترام همگان قرار گرفت.
وى در سنين جوانى از ميان خواستگاران متعدد، با اذن و اجازه پدر ارجمندش حضرت على(ع)، پسر عمويش عبدالله بن جعفر را كه جوانى اصيل، شرافتمند، دلير، متعهد و سخاوتمند بود، پذيرفت و به عقد و نكاح وى درآمد و در خانه وى داراى فرزندانى چند شد، كه وجود دو تن از آن ها، قطعى و مورد اتفاق است و آن دو عبارتند از عون اكبر، كه در كربلا شهيد شد و امّ كلثوم كه به ازدواج پسرعمويش درآمد. غير از آن دو، نام فرزندان ديگرى چون على، عبدالله، عباس، جعفر و محمد نيز گفته شده است، كه مورد اتفاق جمعى نيست.(2)
*** بقیه در ادامه مطلب ***

محب آل الله | -
وفات حضرت ام کلثوم (سلام الله علیها) تسلیت باد

عکسی رو که میبینید ضریح مقدسه و مطحره ی حضرت ام کلثوم (سلام الله علیها)
دختر امیرالمومنین و حضرت زهرا (سلام الله علیهما) است که تو سوریه دفند.
محب آل الله | -
گفتمش تصويري از ليلي ومجنون رابکش ... عکس حيدردر کنار حضرت زهراکشيد
گفتمش نقاش را نقشي بکش از زندگي ... با قلم نقش حبابي بر لب دريا کشيد
گفتمش چون مي کشي تصوير مردان خدا ... تک درختي در بيابان يکه و تنها کشيد
گفتمش نامردمان اين زمان را نقش کن ... عکس يک خنجرزپشت سر پي مولا کشيد
گفتمش راهي بکش کان ره رساند مقصدم ... راه عشق و عاشقي و مستي ونجوا کشيد
گفتمش بر روي کاغذ عشق را تصوير کن ... در بيابان بلا، تصوير يک سقا کشيد
گفتمش از غربت ومظلومي ومحنت بکش ... فکر کرد و چهار قبر خاکي از طه کشيد
گفتمش سختي ودرد وآه گشته حاصلم ... گريه کردآهي کشيد وزينب کبري(س) کشید
گفتمش درد دلم را با که گويم اي رفيق ... عکس مهدي(عج) راکشيد و به چه بس زيبا کشيد
گفتمش ترسيم کن تصويري از روي حسين(ع) ... گفت اين يک را ببايد خالق يکتا کشيد

محب آل الله | -
۱- آيه انذار نزديكان
وحى الهى در كوه حرا بر قلب پيامبر نازل گرديد و او را بهمقام نبوت و رسالت مفتخر ساخت رسالتى كه بايد در سطح جهانىپياده گردد، و تمام ملل روى زمين، زير پرچم آئين اسلام درآيند.
فرشته وحى هرچند او را به مقام رسالت مفتخر ساخت، ولى نقطهشروع كار و وقت تبليغ رسالت را براى مردم معين نكرد، از ايننظر پيامبر به مدت سه سال از دعوت عمومى، خوددارى نمود. تنهااز رهگذر تماسهاى خصوصى با افراد قابل و شايسته توانست گروهكمى را به آئين خويش هدايت كند.
پس از گذشتسه سال، پيك الهى فرا رسيد، و فرمان داد كهپيامبر دعوت همگانى خود را از طريق دعوت خويشاوندان و بستگانآغاز نمايد و او را با آيه زير مورد خطاب قرار داد و گفت:
و انذر عشيرتك الاقربين واخفض جناحك لمن اتبعك من المؤمنينفان عصوك فقل انى برى مما تعملون (1)
«بستگان نزديك خود را از عذاب الهى بيم ده، پر و بال پر مهرو مودت خود را بر سر افراد با ايمان پائين بياور(و سبتبهآنان ابراز علاقه و محبت كن)و اگر با تو از در مخالفت واردشوند، بگو من از كارهاى(بد)شما بيزارم» .

محب آل الله | -
شبکه هاي ماهواره اي وابسته فرقه هاي وهابي و ضد شيعه منطقه، در آستانه ايام فاطميه اول و شهادت حضرت زهرا (س) هجمه شديدي از توهين به ساحت حضرت زهرا (س) و اميرالمؤمنين علي (ع) را در پيش گرفته اند.
به گزارش خبرنگار آينده، چند شبکه مذهبي فرقه وهابيت با حمايت چندين وب سايت فارسي زبان، با حمله گسترده به مقدسات شيعيان منطقه، همزمان با ايام فاطميه اول تلاش زيادي را به خرج داده اند تا به هر نحو ممکن عزاداري و استفاده از لفظ شهادت براي دختر پيامبر اکرم(ص) را زير سوال ببرند.در يکي از برنامه هاي تلويزيوني شبکه (م) که توسط عربستان سعودي حمايت مالي شده و از دوبي پخش مي شود، به صورت آشکار به مقام شامخ حضرت زهرا(س) بي حرمتي شده و در آن، کارشناس برنامه مدعي شد حضرت زهرا (س) به طور کلي در قاعده اهل بيت رسول الله(ص) نبوده و به خاطر دشمني با انديشه هاي پدرش توسط امت اسلامي طرد شده بود!در بخش ديگري از اين برنامه، کارشناس ديگري اظهار کرد، اگر حوادث خانه حضرت علي (ع) واقعي بوده، چرا علي {ع} به عنوان شوهر زهرا {س} وارد عمل نشده است؟
در ادامه برنامه، ارتباط هاي زنده تلفني برقرار مي شد که بيشتر توهين و دشنام هاي افراد افراطي به ساحت اهل بيت بود، ولي در اين ميان خانمي از لبنان حال و روز شيخ را به هم ريخت، به نحوي که دشنام و نفرين هاي وي موجب شد مسئولان شبکه، ارتباط تلفني را قطع کرده و تا چند دقيقه برنامه را به حالت معلق درآورند، چون شيخ با عصبانيت فراوان نسبت هاي بي شماري به بني هاشم و شيعيان مي داد.اين خانم لبناني در سوالي از جناب شيخ پرسيد: "شما که مي گوييد، علي {ع} چرا به حمايت از همسرش بر نخاست؟ آيا مي تواني جواب بدهي که مگر کسي .... ( بقیه در ادامه مطلب)

محب آل الله | -
آيا تا به حال از بزرگترهاي خود پرسيديد که چه کسي اين نام را براي شما انتخاب کرده است؟ پدر، مادر، مادر بزرگ و يا افراد ديگر. وقتي دختر بزرگ امام علي عليهالسلام ، به دنيا آمد، پدر بزرگ ايشان، حضرت محمد صلياللهعليهوآله ، در سفر بودند. حضرت زهرا عليهاالسلام ، دختر نازنينش را به حضرت علي عليهالسلام دادند و از ايشان خواستند تا نام کودک را انتخاب کند؛ اما امام علي عليهالسلام که خيلي به پيامبر احترام ميگذاشتند، گفتند: «صبر ميکنيم تا پيامبر از مسافرت باز گردد و نام اين نوزاد را انتخاب کند.» بعد از چند روز، پيامبر به شهر بازگشتند و مثل هميشه اول وارد خانه دخترشان شدند و وقتي از تولد نوزاد آگاه شدند، خيلي خوشحال شده و به دختر و دامادشان تبريک گفتند. شادي تمام خانه را پر کرده بود. همه منتظر بودند تا پيامبر نام کودک را انتخاب کند. پيامبر فرمودند: «من هم منتظر ميشوم تا فرشته بزرگ، جبرييل امين از طرف خداوند، نام اين کودک را براي ما بيان کند. سرانجام نام کودک انتخاب شد: «زينب».
زينب يعني چه؟
بچهها مايه خوشحالي و نور چشم پدر و مادرند. بعضي از بچهها هم آنقدر خوبند که باعث افتخار پدر و مادر ميشوند. من يک سؤال از شما دارم: «آيا ميدانيد زينب يعني چه؟» بله، معناي زينب اين است که آنقدر دختر خوب و عزيزي است که باعث افتخار و زينت پدر است. واقعا چه نام زيبايي! خوش به حال دختر خانمهايي که اين نام زيبا براي آنها انتخاب شده و خوش به حال زينب خانمهايي که سعي ميکنند حضرت زينب عليهاالسلام را الگوي خودشان قرار دهند! در تمام کارهايشان، از ايشان و نحوه زندگي ايشان پيروي کنند تا هم باعث افتخار خانواده خود شوند و هم باعث افتخار کشور عزيزمان، ايران اسلامي.
دختري شبيه خديجه عليهاالسلام
وقتي حضرت زينب عليهاالسلام به دنيا آمدند و خداوند توسط جبرييل امين، نام آن دختر را به پيامبر اعلام کرد، حضرت محمد صلياللهعليهوآله ، پدر بزرگ مهربانِ نوزاد، کودک را در آغوش گرفت و بوسيد. سپس به کساني که در خانه بودند فرمود: «به آنهايي که حاضرند و نيز کساني که بعدها اين سخن مرا ميشنوند، سفارش ميکنم که احترام اين دختر را نگه دارند؛ اين دختر شبيه خديجه است.» با گفتن اين جمله، همگي دانستند که نوزادي که نام او از سوي خداوند انتخاب شده و پيامبر بزرگ اسلام نيز اينقدر سفارش او را ميکنند، حتما آيندهاي درخشان خواهد داشت و نام او براي هميشه بر سر زبان انسانهاي خوب، باقي خواهد ماند.
علاقه امام حسين عليهالسلام به زينب عليهاالسلام
امام حسين عليهالسلام و حضرت زينب عليهاالسلام ، علاقه عجيبي به يکديگر داشتند، تا جايي که حتي در دوران کودکي و وقتي حضرت زينب عليهاالسلام در گهواره بود، هر گاه امام حسين عليهالسلام از کنار او دور ميشد، به گريه ميافتاد و با ديدن او آرام ميشد. امام حسين عليهالسلام هم احترام و علاقه زيادي به خواهرشان ميگذاشتند و هر وقت حضرت زينب عليهاالسلام به ديدار برادرشان ميرفتند، امام حسين عليهالسلام از جا بلند ميشدند و خواهر را در جاي خودشان مينشاندند.

محب آل الله | -
زيارت عاشوراي زائران ايراني را پاره کردند!
برخي از مأموران عربستان سعودي با گرفتن مفاتيح از زائران ايراني صفحه زيارت عاشوراي آن را پاره ميكنند... به گزارش «سلام شيعه» به نقل از فارس، وهابيون به خصوص در مدينه براي زائران ايراني مشكلات زيادي ايجاد ميكنند.در موسم تمتع سال گذشته وهابيون با توزيع بروشورهاي تبليغي و بعضاً رفتارهاي ناشايست زائران را خصوصاً در كنار بقيع ناراحت ميكردند و باعث بروز مشكلاتي براي ايرانيان ميشدند.در موسم عمره امسال كه حدود 700 هزار نفر به مكه معظمه و مدينه منوره اعزام ميشوند اين افراد با پاره كردن صفحه زيارت عاشورا از مفاتيح و گرفتن مهر براي ايرانيان مشكلاتي ايجاد ميكنند.مهدي امينيان، معاون حج و زيارت كشور در گفتوگو با خبرنگار اجتماعي فارس در اينباره گفت: اين كار مدتي است انجام ميشود و شدت و ضعف دارد.معاون حج و زيارت كشور ادامه داد: شدت و ضعف اين كار بستگي به مأموران دارد و اين عمل ناشايست توسط آدمهاي تندرو در عربستان انجام ميشود.
امينيان با بيان اين كه از طريق سفارتخانه ايران اين موضوع پيگيري شده است، خاطرنشان كرد: ايران به اين برخورد خشن برخي افراد تندرو اعتراض كرده است.وي يادآور شد: بعثه مقام معظم رهبري به زائران تأكيد ميكند كه زيارت عاشورا با خود نبرند تا مشكلي در آنجا ايجاد نشود و همچنين از زائران ميخواهد از بروز مسائلي كه باعث اختلاف ميشود به شدت پرهيز كنند.به گفته معاون حج و زيارت كشور، بعثه مقام معظم رهبري خواندن زيارت عاشورا را در عربستان به زائران توصيه نميكند.امينيان درباره گرفتن مهر از زائران در فرودگاه عربستان گفت: در اينباره من چيزي نشنيدهام ولي به شدت پيگير رفع مشكلات در عربستان هستيم.
محب آل الله | -
يكي از شيوخ افراطي وهابي، روز يكشنبه (29/3/2009) در درس هفتگي خود در مسجد خالد بن وليد رياض پايتخت عربستان، از طرح موضوع جدايي منطقه الشرقيه از كشور عربستان شديداً انتقاد كرد.
به گزارش «سلام شيعه» ناصر العمر كه در چندين موارد مشابه، دشمني آشكار خويش را با شيعيان ابراز كرده بود، اينبار در ادعايي مضحك؛ عموم شيعيان را متهم به مزدوري امريكا كرد و سكوت امريكايي ها را در قبال شيعيان عربستان همسو با اين جريان دانست!
اين شيخ افراطي ادامه داد: ما مي دانيم كه شيعيان و امريكايي ها شريك و همكار يكديگر هستند و دليل عملي بر اين سخن؛ نقش شيعه در سقوط عراق بدست اشغالگران امريكايي بود.
وي مدعي شد كه تمام مسئولان عراق شيعه هستند و امريكايي ها آنها را به قدرت رسانده اند! العمر آنچه را كه همپيماني ليبراليسم امريكايي ـ شيعي، بر ضدّ مسلمانان اهل سنّت مي ناميد(!) را محكوم كرد و افزود: اتحاد بين شيعه و امريكا خطرات آشكاري براي ما در پي دارد و تهديد مهمي براي عربستان به شمار مي رود.
مفتي وهابي افزود: من از اين سكوت مشكوك امريكا تعجّب مي كنم و عجيب تر؛ سكوت ليبرالهايي است كه هميشه دم از ملّي گرايي و وطن دوستي مي زنند اما وقتي شيخ النمر روي منبر موضوع جدايي منطقه الشرقيه از عربستان سعودي را مطرح مي كند، يكي پيدا نمي شود كه در مقابل او بايستد!
محب آل الله | -
ای تشنه ی روی دلبند .... برخیز و به عاشقان بپیوند
در جاری مهر شستشو کن ... وانگاه ز خون خود وضو کن
زان پا که در این سفر در آیی ... گر «دست دهی» سبکتر آیی
رو جانب قبله ی وفا کن ... با دل سفری به کربلا کن
بنگر به نگاه دیده ی پاک ... خورشید به خون تپیده در خاک
افتاده وفا به خاک گلگون ... قرآن به زمین فتاده در خون
عباس علی ابو فضایل ... در خانه ی عشق کرده منزل
محب آل الله | -
قامت خداي وهابيت 60 ذراع است!
از آنجا كه وهابيت روي ديگر صهيونيست و دنباله روي يهود است، پس جاي تعجب نيست كه عقايد خود را از منابع تحريف شده يهوديت بگيرد ، چرا كه هدف اين دو قوم يكيست، و آن زشت جلوه دادن دين اسلام و بر هم زدن وحدت بين مسلمانان است. از اين رو، گاه روايات و فتواهاي عجيب و صد البته، مضحك وهابيت مطابق با چيزي است كه يهوديان در كتابهاي تحريف شده شان آورده اند.
به عنوان مثال؛ با جستجو در عهد قديم يا آنچه كه كتاب مقدّس تورات ناميده مي شود، روايتي مي يابيم كه كاملاً منطبق است با آنچه كه وهابيت روايت كرده اند كه «خداوند انسان را به شكل خودش آفريده» و اين اعتقاد را اساس عقايد فاسد خود در توصيف خداوند تعالي و تجسيم (جسميّت دادن به خداوند) قرار داده اند. در اينجا دو روايت از آنها را مي آوريم تا شما قضاوت كنيد:
احمد بن حنبل در مسند، تحت حديث شماره 7941 مي آورد:
ابوعامر، از مغيرة بن عبدالرحمن، از أبي الزناد، از موسي بن أبي عثمان، از پدرش، از أبي هريره نقل مي كند كه: نبي اكرم صلّي الله عليه و آله فرمود: "همانا خداوند عزّ و جلّ آدم را به صورت خودش خلق نمود... و در كتاب پدرم (پدر احمد بن حنبل) است كه قد خداوند 60 ذراع است!
همين روايت در صحيح مسلم بخاري موجود است...در سِفر تكوين، از كتاب مقدّس تورات يهوديان ج1ص26 نيز روايت زير آمده است: و خداوند فرمود: (بايد انسان را به صورت خودمان خلق كنيم، شبيه خودمان). و در همين صفحه است: (پس خداوند انسان را به صورت خود خلقش نمود).
خواننده گرامي! اكنون اگر اين دو روايت را تطبيق دهيد، مي بينيد كه متن روايات متفاوت است، در صورتي كه معني و مضمون يكي است... بنابراين به راحتي مي توان نتيجه گرفت كه، عقيده تجسيم و تشبيه را بزرگان وهابيت از طريق رؤساي يهودي شان گرفته اند كه البته جاي تعجّبي هم ندارد.
محب آل الله | -
مفتي اعظم عربستان شيخ عبد العزيز آل شيخ در برنامه زنده كه از ماهواره المجد عربستان پخش مي شد در پاسخ خانمي در رابطه با يزيد و قيام امام حسين عليه السلام اين چنين پاسخ داد:زمان پرداختن به اين امور گذشته و زمان آن سپري شده است . آنها گروهى بودند كه درگذشتند، هر كار نيك و بدي كردند براى خود كردند و شما هم هر چه كرديد براى خود خواهيد كرد و مسئول كار آنها نخواهيد بود.
بيعت يزيد بن معاويه، بيعتي شرعي است كه در زمان پدرش معاويه از مردم گرفته شد و مردم هم بيعت كرده و به اين بيعت گردن نهادند. امّا هنگامي كه معاويه از دنيا رفت حسن و حسين بن علي و ابن زبير از بيعت با او خودداري كردند.حسين و ابن زبير در تصميمشان مبني بر بيعت نكردن به خطا رفتند. چون بيعت با يزيد بيعتي شرعي بود و اين بيعت در زمان زندگي پدرش معاويه و در مقابل چشم مردم گرفته شده بود. ولي خداوند در آنچه مقدر مي فرمايد حكيم و عليم است، آن امتها هم بنا به تقدير خداوند در گذشتند و از دنيا رفتند.
شما را به خدا قسم! من دوست ندارم اين مطالب را از من نقل كنيد. اينها مسائلي است كه گذشته است. تاريخ هم در باره اين مطالب به شكلهاي مختلف حكايت نموده است. ولي به هر شكل اين قضايا گذشته و تمام شده ... يزيد و حسين بيش از هزار و اندي سال است كه از دنيا رفتهاند ...ولي به عقيده من بيعت يزيد بن معاويه بيعتي شرعي بوده! و حسين را نصيحت كردند كه از مدينه به طرف عراق نرود، او را نصيحت كردند كه بيعت كند ولي او نپذيرفت. ابن عباس و ابن عمر و فرزدق و بسياري از صحابه او را از رفتن به عراق بر حذر داشته و به او گقتند كه: رفتن به عراق به مصلحت او نيست. ولي حسين اين نصيحتها را نپذيرفت... و خدا هم هر آنچه مقدر فرموده بود انجام شدو...ولي با اين وجود ما براي حسين از خداوند درخواست رضايت كرده و براي او عفو و بخشش را خواستاريم. و مقدرات الهي حكمتهايي دارد كه ما از آن آگاه نيستيم ...اصلاً فائده نقل اين مطالب چيست؟ حسين هر اشتباهي كرده براي خود كرده...عقيده اهل سنت و جماعت اين است كه واجب است تا به فرامين كسي كه مورد بيعت قرار گرفته و مردم حول محور او جمع شدهاند گوش فرا داده شده و از او پيروي گردد!!! و قيام و سركشي عليه او نيز حرام ميباشد. و از همينرو خروج و قيام حسين عليه يزيد حرام بود...ما ميگوييم: حسين در قيامش عليه يزيد اشتباه كرد و براي او بهتر بود كه اين كار را نميكرد. و باقي ماندن در مدينه و بر آنچه مردم بر آن اجتماع كرده بودند بهتر و سزاوارتر بود. و هر چه به او گفته شد كه عراق طرفدار و همراه تو نيست گوش نداد و توجهي ننمود...و حقيقت اين است كه مردم عراق و شام و مصر و حجاز و يمن با يزيد بن معاويه در زمان زندگي و حيات پدرش بيعت كرده و امامت و رهبري وي را پذيرفته بودند، به همين جهت هم قيام عليه او و تجاوز به حريم خلافت او جايز نبود. اين تمام مطلب است بيش از اين هم سخني نمي گوئيم و معتقد به بيش از اين هم نيستيم.
منبع : http://salam-shia.com
محب آل الله | -
هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمیشود و تنها این مذهب شیعه است كه احادیث پیشوایان آن نظریه ی پیچیده «نسبیت» را ارائه داده ولی اكثر دانشمندان آن را نفهمیدهاند.
«آلبرت اینشتین» فیزیكدان بزرگ معاصر، در آخرین رساله علمی خود با عنوان «دی اركلارونگ Die Erklarung» (به معنای بیانیه) كه در سال 1954 در آمریكا و به زبان آلمانی نوشت، اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح داده و آن را كاملترین ومعقولترین دین دانسته است.
این رساله در حقیقت همان نامهنگاری محرمانه اینشتین با مرحوم آیتالله العظمی بروجردی است. اینشتین در این رساله «نظریه نسبیت» خود را با آیاتی از قرآن كریم و احادیثی از كتابهای شریف نهج البلاغه و بحارالانوار تطبیق داده و نوشته است كه هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمیشود و تنها این مذهب شیعه است كه احادیث پیشوایان آن نظریه ی پیچیده «نسبیت» را ارائه داده ولی اكثر دانشمندان آن را نفهمیدهاند.
یكی از این حدیثها حدیثی است كه علامه مجلسی در مورد معراج جسمانی رسول اكرم (ص) نقل میكند كه: «هنگام برخاستن از زمین، لباس یا پای مبارك پیامبر به ظرف آبی میخورد و آن ظرف واژگون میشود. اما پس از اینكه پیامبر اكرم(ص) از معراج جسمانی باز میگردند مشاهده میكنند كه پس از گذشت این همه زمان، هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است».
اینشتین این حدیث را از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه «نسبیت زمان» دانسته و شرح فیزیكی مفصلی بر آن مینویسد. اینشتین همچنین در این رساله «معاد جسمانی» را از راه فیزیكی اثبات میكند. او فرمول ریاضی معاد جسمانی را عكس فرمول معروف «نسبیت ماده و انرژی» میداند: E = M.C2 >> M = E /C2
یعنی اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد دوباره میتواند عینا به تبدیل به ماده و زنده شود.
اینشتین در این كتاب همواره از آیت الله بروجردی با احترام و به لفظ «بروجردی بزرگ» یاد كرده و از شادروان پروفسور حسابی نیز بارها با لفظ «حسابی عزیز» یاد كرده است.
اصل نسخه این رساله اكنون به لحاظ مسایل امنیتی به صندوق امانات سری لندن (بخش امانات پروفسور ابراهیم مهدوی) سپرده شده و نگهداری میشود.
این رساله را پروفسورابراهیم مهدوی (مقیم لندن) ، با كمك یكی از اعضاء شركت اتومبیلسازی بنز و به بهای 3 میلیون دلار از یك عتیقهفروش یهودی خریداری كرد.
دستخط اینشتین در تمامی صفحات این كتابچه توسط خط شناسی رایانهای چك شده و تأیید گشته است.
محب آل الله | -
شهادت امام سجاد علیه السلام بر همگان تسلیت باد

محب آل الله | -
وَ سَيعلَمُ الذين ظَلَموا اَيّ مُنقلبٍ يَنقلبون
تلاوت سراسری سوره حشر برای رهایی مردم غزه
بدانید که این امر برای کسانی که نمی توانند به صورت حضوری به این مردم مظلوم کمک کنند یک واجب دینی است



محب آل الله | -
سالروز ازدواج امام علی علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها بر تمامی شیعیان و به خصوص به امام زمان علیه السلام مبارک باد.

محب آل الله | -
رمضان اسمى از اسماء الهى مى باشد و نبايستبه تنهائى ذكر كرد مثلا بگوئيم، رمضان آمد يا رفت، بلكه بايد گفت ماه رمضان آمد، يعنى ماه را بايد به اسم اضافه نمود، در اين رابطه به سخنان حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) گوش فرا مى دهيم.
رمضان از اسماء الله است
هشام بن سالم نقل روايت مى نمايد و مى گويد: ما هشت نفر از رجال در محضر حضرت ابى جعفر امام باقر (عليهما السلام) بوديم، پس سخن از رمضان به ميان آورديم.
فقال عليه السلام: لا تقولوا هذا رمضان، و لا ذهب رمضان و لا جاء رمضان، فان رمضان اسم من اسماء الله عز و جل لا يجيى و لا يذهب و انما يجيىء و يذهب الزائل و لكن قولوا شهر رمضان فالشهر المضاف الى الاسم و الاسم اسم الله و هو الشهر الذى انزل فيه القرآن، جعله الله تعالى مثلا و عيدا و كقوله تعالى فى عيسى بن مريم (عليهما السلام) و جعلناه مثلا لبنى اسرائيل.
امام عليه السلام فرمود: نگوئيد اين است رمضان، و نگوئيد رمضان رفت و يا آمد، زيرا رمضان نامى از اسماء الله است كه نمى رود و نمى آيد كه شىء زائل و نابود شدنى مى رود و مى آيد، بلكه بگوئيد ماه رمضان، پس ماه را اضافه كنيد در تلفظ به اسم، كه اسم اسم الله مى باشد، و ماه رمضان ماهى است، كه قرآن در او نازل شده است، و خداوند آن را مثل و عيد قرار داده است همچنانكه پروردگار بزرگ عيسى بن مريم (سلام الله عليهما) را براى بنى اسرائيل مثل قرار داده است، و از حضرت على بن ابى طالب (عليه السلام) روايتشده كه حضرت فرمود: «لا تقولوا رمضان و لكن قولوا شهر رمضان فانكم لا تدرون ما رمضان» شما به راستى نمى دانيد كه رمضان چيست (و چه فضائلى در او نهفته است)
واژه رمضان و معناى اصطلاحى آن
رمضان از مصدر «رمض» به معناى شدت گرما، و تابش آفتاب بر رمل... معنا شده است، انتخاب چنين واژهاى براستى از دقت نظر و لطافتخاصى برخوردار است. چرا كه سخن از گداخته شدن است، و شايد به تعبيرى دگرگون شدن در زير آفتاب گرم و سوزان نفس و تحمل ضربات بى امانش،زيرا كه رمضان ماه تحمل شدائد و عطش مى باشد، عطشى ناشى از آفتاب سوزان يا گرماى شديد روزهاى طولانى تابستان. و عطش ديگر حاصل از نفس سركشى كه پيوسته مى گدازد، و سوزشش براستى جبران ناپذير است.
در مقايسه اين دو سوزش، دقيقا رابطه عكس برقرار است، بدين مفهوم كه نفس سركش با چشيدن آب تشنهتر مى گردد، وهرگز به يك جرعه بسنده نمى كند، و پيوسته آدمى را در تلاش خستگى ناپذير جهت ارضاى تمايلات خود وا مى دارد. و در همين رابطه است كه مولوى با لطافت هرچه تمامتر اين تشبيه والا را به كار مى گيرد و مى گويد: آب كم جو تشنگى آور به دست تا بجوشد آبت از بالا و پست تا سقا هم ربهم آيد جواب تشنه باش الله اعلم بالصواب زين طلب بنده به كوى حق رسيد درد مريم را به خرما بن كشيد .

محب آل الله | -
مهمترین پرسشها از مراجع معظم تقلید در مورد ماه مبارک رمضان به همراه پاسخ آن ها
حضرت آیت الله خامنه ای حضرت آیت الله جواد تبریزی
حضرت آیت الله سیستانی حضرت آیت الله نوری همدانی
حضرت آیت الله فاظل لنکرانی حضرت آیت الله صافی گلپایگانی
حضرت آیت الله مکارم شیرازی
محب آل الله | -

محب آل الله | -
هم چهرة عباس زیبا بود، هم اخلاق و روحیاتش. ظاهر و باطن عباس نورانی بود و چشمگیر و پرجاذبه. ظاهرش هم آیینة باطنش بود. سیمای پر فروغ و تابندهاش او را همچون ماه، درخشان نشان ميداد و در میان بنی هاشم، كه همه ستارگانِ كمال و جمال بودند، اباالفضل همچون ماه بود؛ از این رو او را «قمر بنی هاشم» میگفتند.
در ترسیم سیمای او، تنها نباید به اندام قوی و قامت رشید و ابروان كشیده و صورت همچون ماهش بسنده كرد؛ فضیلتهای او نیز، كه درخشان بود، جزئی از سیمای اباالفضل را تشكیل ميداد. از سویی نیروی تقوا، دیانت و تعهّدش بسیار بود و از سویی هم از قهرمانان بزرگ اسلام بهشمار ميآمد. زیبایی صورت و سیرت را یكجا داشت. قامتی رشید و بر افراشته، عضلاتی قويو بازوانی ستبر وتوانا و چهرهای نمكین و دوست داشتنی داشت. هم وجیه بود، هم ملیح. آنچه خوبان همه داشتند، او به تنهایی داشت.
وقتی سوار بر اسب ميشد، به خاطر قامت كشیدهاش پاهایش به زمین ميرسید و چون پای در ركاب اسب مينهاد، زانوانش به گوشهای اسب ميرسید.(1) شجاعت و سلحشوری را از پدر به ارث برده بود و در كرامت و بزرگواری و عزّت نفس و جاذبة سیما و رفتار، یادگاری از همة عظمتها و جاذبههای بنيهاشم بود. بر پیشانياش علامت سجود نمایان بود و از تهجّد و عبادت و خضوع و خاكساری در برابر «اللّه» حكایت ميكرد. مبارزی بود خدا دوست و سلحشوری آشنا با راز و نیازهای شبانه.
قلبش محكم و استوار بود همچون پارة آهن. فكرش روشن و عقیدهاش استوار و ایمانش ریشهدار بود. توحید و محبّت خدا در عمق جانش ریشه داشت. عبادت و خداپرستی او آن چنان بود كه به تعبیر شیخ صدوق: نشان سجود در پیشانی و سیمای او دیده ميشد.(1
ایمان و بصیرت و وفای عباس، آن چنان مشهور و زبانزد بود كه امامان شیعه پیوسته از آن یاد ميكردند و او را به عنوان یك انسان والا و الگو ميستودند. امام سجاد(ع) روزی به چهرة «عبیدالله» فرزند حضرت اباالفضل(ع) نگاه كرد و گریست. آنگاه با یاد كردی از صحنة نبرد اُحد و صحنة كربلا از عموی پیامبر (حمزة سیدالشهدا) و عموی خودش (عباسبن علی) چنین یاد كرد:
»هیچ روزی برای پیامبر خدا سختتر از روز «اُحد» نگذشت. در آن روز، عمویش حضرت حمزه كه شیر دلاور خدا و رسول بود به شهادت رسید. بر حسین بن علی(ع) هم روزی سختتر از عاشورا نگذشت كه در محاصرة سيهزار سپاه دشمن قرار گرفته بود و آنان ميپنداشتند كه با كشتن فرزند رسول خدا به خداوند نزدیك ميشوند و سرانجام، بيآنكه به نصایح و خیرخواهيهای سیدالشهدا گوش دهند، او را به شهادت رساندند«.
آنگاه در یاداوری فداكاری و عظمت روحی عباس(ع) فرمود:
»خداوند،عمویم عباس را رحمت كند كه در راه برادرش ایثار و فداكاری كرد و از جان خود گذشت، چنان فداكاری كرد كه دو دستش قلم شد. خداوند نیز به او همانند جعفربن ابيطالب در مقابل آن دو دستِ قطع شده دو بال عطا كرد كه با آنها در بهشت با فرشتگان پرواز ميكند.عباس نزد خداوند، مقام و منزلتی دارد بس بزرگ، كه همة شهیدان در قیامت به مقام والای او غبطه ميخورند و رشك ميبرند«(1).
آن ایثار و جانبازی عظیم اباالفضل، پیوسته الهام بخش فداكاريهای بزرگ در راه عقیده و دین بوده است و جانبازان بسیاری اگر دستی در راه دوست فدا كردهاند، خود را رهپوی آن الگوی فداكاری ميدانند و اسوة ایثارشان جعفر طیار و عباس بن علی بوده است:
چون اقتدا به جعفر طیار كردهایم
پرواز ماست با پرِ جان در فضای دوست
در پیروی ز خطّ علمدار كربلاست
دستی كه دادهایم به راه رضای دوست(1)
بصیرت و شناخت عمیق و پایبندی استوار به حق و ولایت و راه خدا از ویژگی های آن حضرت بود. در ستایشی كه امام صادق(ع) از او كرده است بر این اوصاف او انگشت نهاده و بهعنوان ارزشهای متبلور در وجود عبّاس، یاد كرده است:
»كانگ عگمُّنا العبّاسُ نافذگ البصیرةِ صُلبگ الایمانِ، جلااهگد معگ ابيعبدالله(ع) وگاگبْلی’ بلاءاً حسگناً ومضی شهیداً(1)؛
عموی ما عباس، دارای بصیرتی نافذ و ایمانی استوار بود، همراه اباعبدالله جهاد كرد و آزمایش خوبی داد و به شهادت رسید«.
و در یكی از زیارتنامههای آن حضرت نیز بر این «بصیرت» و اقتدا به شایستگان اشاره شده است «شهادت ميدهم كه تو با بصیرت در كار و راه خویش رفتی و شهید شدی و به صالحان اقتدا كردی»(1).
بصیرت و بینش نافذ و قوی كه امام در وصف او به كار برده است، سندی افتخار آفرین برای اوست. این ویژگيهای والاست كه سیمای عباس بن علی را درخشان و جاودان ساخته است. وی تنها به عنوان یك قهرمانِ رشید و علمدارِ شجاع مطرح نبود، فضایل علمی و تقوایی او و سطح رفیع دانش او كه از خردسالی از سرچشمة علوم الهی سیراب و اشباع شده بود، نیز درخور توجّه است. تعبیر »زُقّگ العِلْمگ زگقّاً«(1) كه در برخی نقلها آمده است، اشاره به این حقیقت دارد كه تغذیه علمی او از همان كودكی بوده است.
مقام فقاهتی او بالا بود و نزد راویان، مورد وثوق به شمار ميرفت و دارای پارسایی فوق العادهای بود. تعبیر برخی بزرگان دربارة او چنین است:
»عباس از فقیهان و دین شناسانِ اولاد ائمّه بود و عادل، ثقه، با تقوا و پاك بود«.(1)
و به تعبیر مرحوم قاینی: »عباس از بزرگان و فاضلانِ فقهای اهل بیت بود، بلكه او دانای استاد ندیده بود«.(1)
این سردار رشید و شهید، علاوه بر آن كه خود به لحاظ قرب و منزلتی كه نزد پروردگار دارد در قیامت از مقام شفاعت برخوردار است، وسیلة شفاعت حضرت زهرا نیز خواهد بود. در روایت است:
در روز رستاخیز، آنگاه كه كار سخت و دشوار گردد، پیامبر خدا، حضرت علی را نزد فاطمه خواهد فرستاد تا درجایگاه شفاعت حاضر شود. امیرمؤمنان به فاطمه میگوید: از اسباب شفاعت چه نزد خود داری و برای امروز كه روز بيتابی و نیازمندی است چه ذخیره كردهای؟ فاطمة زهرا میگوید: یا علی، برای این جایگاه، دستهای بریدة فرزندم عباس بس است(1).
افتخار بزرگ عباس بن علی این بود كه در همة عمر، در خدمتِ امامت و ولایت و اهلبیت عصمت بود، بخصوص نسبت به اباعبدالله الحسین(ع) نقش حمایتی ویژه ای داشت و بازو و پشتوانه و تكیه گاه برادرش سیدالشهدا بود و نسبت به آن حضرت، همان جایگاه را داشت كه حضرت امیر نسبت به پیامبر خدا داشت. در این زمینه به مقایسة یكی از نویسندگان دربارة این پدر و پسر توجه كنید:
»حضرت عباس در بسیاری از امور اجتماعی مانند پدر قدمردانگی برافراخت و ابراز فعالیت و شجاعت نمود. عباس، پشت و پناه حسین بود مانند پدرش كه پشت و پناه حضرت رسول الله بود. عباس در جنگها همان استقامت، پافشاری، شجاعت، قوّت بازو، ایمان و اراده، پشت نكردن به دشمن، فریب دادن و بیم نداشتن از عظمت حریف و انبوهی دشمن را كه پدرش درجنگهای اُحد، بدر، خندق، خیبر و غیره نشان داد، در كربلا ابراز داشت.
عباس، همانطور كه علی(ع) همیان نان و خرما به دوش میگرفت و برای ایتام و مساكین ميبرد، او به اتفاق و امر برادر، بسیاری از گرسنگان مكّه و مدینه را به همین ترتیب اطعام مينمود. عباس، مانند علی(ع) كه باب حوایج دربار پیغمبر بود و هركس روی به ساحت او ميكرد، اوّل علی را ميخواند، باب حوایج در استان امام حسین بود و هركس برای رفع حوایج به دربار حسین (ع) ميشتافت، عباس را ميخواند.
عباس مانند پدر كه در بستر پیغمبر خوابید و فداكاری كرد در راه پیغمبر، در روز عاشورا برای اطفال و آب اوردن فداكاری كرد. عباس مانند پدر كه در حضور پیغمبر شمشیر ميزد، در حضور برادر شمشیر زد تا از پای در آمد. عباس، همانطور كه پدرش به تنهایی به دعوت دشمن رفت، بهتنهایی برای مهلت به طرف خیل دشمن حركت فرموده و مهلت گرفت«(1).
1 . ارشاد، شیخ مفید، كنگرهء هزارهء مفید، قم، 1413 ق.

محب آل الله | -
عید مبعث بر تمامی وبلاگ نویسان مبارک باد
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلک و العن اعدائهم اجمعین

محب آل الله | -
(( اللهم صل علی محمد و آل محمد))
دوستان عزیز که به این وبلاگ می آیید در وبلاگ حی العشق ختم صلوات برگزار شده است دوستانی که علاقه دارند با مراجعه به این وبلاگ http://www.eshghe-khodai.blogfa.com در این طرح شرکت کنند.عزیزان به همه اطلاع بدهید که همه در این کار خیر سهیم باشیم.

محب آل الله | -
کجاست منتظر تو چه انتظار عجیبی
تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی
عجیب تر که چه آسان نبودنت شده عادت
چه کودکانه سپردیم دل به بازی قسمت
چه بیخیال نشستم نه کوششی نه تلاش
فقط نشستم و گفتم خدا کند که بیایی

محب آل الله | -
برسي پيشگويي هاي نوستر آداموس درباره جهاني شدن انقلاب اسلامي ايران :شاهزاده عرب، مريخ، خورشيد، ناهيد، شير، حكومت كليسا را از طريق دريا از پاى درخواهد آورد، از جانب ايران پرشيا بيش از يك ميليون پرهيزگار به بيزانس ومصر، به سوى شمال هجوم خواهند آورد .

محب آل الله | -
به گزارش خبرنگار افتخاری خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) به نقل از روابط عمومی جشنواره بينالمللی آخرين منجی، «عصامالعماد» رهيافته به تشيع از كشور يمن و محقق و پژوهشگر مهدويت، باشاره به دشمنی سرسخت وهابيون با حضرت علی (ع) و غرق آنها در رد شيعيان دانست و گفت: اعتقاد به مهدويت با شناخت حضرت علی (ع) رابطه مستقيم دارد و وهابيون به علت عدم اعتقاد به حضرت علی (ع) در اعتقاد به مهدويت شكست خوردهاند. وی اظهار كرد: اعتقادات وهابيون براساس مستندات نيست و به ادله و برهانهای عقلی مراجعه نمی كنند و همه اعتقادات آنها به مخالفت با اعتقادات شيعيان و مخالفت با حضرت علی (ع) و شيفتگان آن حضرت مربوط میشود. وی گفت: گسترش شايعات در حوزه مهدويت، حمايت از مدعيان دروغين مهدويت، توهين به حضرت مهدی (عج) در كتابها، ماهوارهها و سايتهای اينترنتی، فتوای وهابيت به توهين به امام زمان (عج)، توهين و طعنه زدن به نواب اربعه، ايجاد شبهه در اعتقاد به چها نايب خاص حضرت مهدی (عج) و بازی كردن با نشانههای حتمی ظهور و ايجاد شك در اذهان شيعيان از اقدامات وهابيون در مبارزه با مهدويت شيعه است. عصامالعماد با اشاره به اعتقاد وهابيون درباره نام پدر حضرت مهدی (عج) بيان كرد: بسياری از منابع خود وهابيت بر حسينی بودن امام زمان (عج) دلالت دارد ولی بزرگان وهابيت اصرار دارند و معتقدند امام زمان از فرزندان امام حسن مجتبی است. وهابيون معتقدند پدر حضرت مهدی (عج) هم نام پدر پيامبر اعظم (ص) است در حالی كه اسم پدر امام زمان (عج) امام حسن عسكری(ع) است. وی هدف وهابيون را مبارزه با شيعيان دانست و يادآور شد: شك وهابيون در اعتقاد به مهدويت به دليل مخالفت آنها با شيعيان است. با فتوای 39 نفر از بزرگان وهابی مبنی بر اينكه امام مهدی (عج) امام دوازدهم است صد هزار نفر از وهابيون شيعه شدند كه در پی اين واقعه آنها فتوای خود را لغو كردند. عصامالعماد، پيامبر اسلام را بزرگترين مبلغ شيعه و مهدويت دانست و ادامه داد: وهابيون با نشر شايعات و انحرافات در حوزه مهدويت قصد نابودی شيعه را دارند. «علیاكبر مهدیپور» محقق و پژوهشگر مهدويت نيز، مطالعه و تحقيق، تسليم ائمهاطهار بودن، تقليد از فقها و مراجع و مراجعه به كارشناسی متدين برای حل سئوالات را از جمله راهكارهای رفع شبهات در حوزه مهدويت دانست. وی به اعتقاد اهل سنت به مسئله مهدويت اشاره كرد و افزود: مرحوم محدث نوری نام 40 نفر از اهل سنت را در كتاب كشفالاسرار آورده است كه حضرت مهدی (عج) فرزند امام حسن عسكری (ع) است و در سال 255 هجری قمری متولد شده است. مهدیپور افزود: از امام زمان (عج) در روايات اسلامی با عنوان رحمةاللعالمين يا رحمةالواسعه ياد شده است كه با ظهور آن حضرت اهل آسمان و زمين، ماهیهای دريا حتی مردگان در قبر ظهور ايشان را بشارت میدهند. وی با اشاره به روايت معتبر درباره ولادت امام زمان (عج) اظهار كرد: روز نيمه شعبان بيش از 10 نفر از غلامان و كنيزان در خانه امام حسن عسكری (ع) شاهد تولد حضرت بقيهالله بودند و روز سوم تولد امام دوازدهم پدر ايشان امام حسن عسكری نوزاد را به 40 نفر از شيعيان نشان دادهاند. مهدیپور به وجود بيش از پنج كتاب از شاگردان امام صادق (ع) و امام كاظم (ع) كه در آنها كلمه «غيبت» آمده است، اشاره كرد و گفت: در كتاب اصول كافی نيز مسئله غيبتان به وضوح آورده شده است. وی به مشاهده دو طرفه حضرت ولیعصر(عج) در زمان غيبت اشاره كرد و گفت: شرفياب شدن خدمت حضرت ولی عصر (عج) محال نيست و سيد مرتضی علمالهدی در پنج كتاب نقل كرده كه رسيدن به خدمت امام زمان (عج) امكانپذير است.

محب آل الله | -
محرم آمد و شرمنده هستم
یه بار از یه عاشق امام حسین علیه السلام پرسیدند چرا می خواهی بچه دار شوی ؟
گفت : می خواهم بچه ام بزرگ شود ، زیارت عاشورا بخونه و بگه :
به ابی انت و امی
محب آل الله | -
روايات شيعه وديگر فرق اسلامى بر اين نكته همداستان است كه شهادت امام حسين عليه السلام درروز دهم محرم الحرام سال 61 هجرى صرفاً يك حادثه معمولى در تاريخ اسلام يا تاريخ بشرى نبود، بلكه مطابق روايات اسلامى اين حادثه دردناك به عالم تكوين پيوند خورده است وزمين وآسمان وحور وساكنان بهشت بر اين حادثه اندوهگين شدند وپيامبران از حضرت آدم ابوالبشر عليه السلام تا پيامبر خاتم صلى الله عليه وآله همگى در اين واقعه به اظهار همدردى پرداختند وسالها پيش از وقوع اين حادثه جانسوز هرگاه نزد آنان از امام حسين عليه السلام ياد شده، يا از سرزمين كربلا گذشته اند، براى آن حضرت اشك ريخته اند. در ادامه مطلب به برخى از شواهد اين مطلب اشاره مى كنيم.
محب آل الله | -
انسان با توجه به طبع جستجوگرش، همواره به سرانجام دنيا مى انديشيده است. همه اديان الهى و بيشتر مكاتب بشرى درباره پايان تاريخ اظهار نظركرده اند . در همه پيشگويى هاى مربوط به آخرالزمان، خبرهاى نگران كننده اى وجود دارد، ولى اغلب بر اين امر اتفاق دارند كه پايان كار بشر، روشن و اميدواركننده است. در متون زرتشتى به صراحت از دوره طلايى بشر در پايان جهان ياد شده كه به آشوب ها و بلاهاى بسيار مسبوق مى گردد و با ظهور سوشيانس واپسين منجى محقق مى شود . در اديان ابراهيمى، بيش از آيين ها و مكاتب ديگر بر دوره طلايى بشر در پايان تاريخ، تاكيد شده است . در عهد عتيق، برقرارى سعادت و عدالت در سراسر جهان پيش بينى شده كه به وسيله "ماشيح " محقق مى شود. در عهد جديد نيز به اين مطلب پرداخته شده است. در مكاشفه يوحنا نيز به برقرارى صلح وآرامش جهان در پايان آن اشاره شده است. ديدگاه قرآن نيز درباره سرانجام بشر، خوش بينانه است و در آن، پايان دنيا روشن و سعادت آميز دانسته شده است.
محب آل الله | -
(هشام بن سالم از امام صادق و او از پدر و جدش عليهم السلام نقل مى كند كه آنحضرت فرمود : ) قائم از فرزندان من است ، نام او نام من وكنيهء او كنيهء من ، و شكلاو شكل من ، وسنت او سنت من است مردم را بر ملت وشريعت من بپا میدارد ، وآنها را بسوى كتاب پروردگارم عزوجل مى خواند ، كسى كه او را اطاعت كند مرا اطاعت نموده وكسى كه او را نافرمانى نمايد مرا نافرمانى كرده وكسى كه در زمان غيبت ، منكر او باشد مرا انكار كرده و كسى كه او را تكذيب نمايد مرا تكذيب كرده وكسى كه او راتصديق كند مرا تصديق كرده است ، و از تكذيب كننده گانم در بارهء امر او ، و انكار كننده گان گفتارم دربارهء او و گمراهان امتم از راه او ، به خدا شكايت می كنم ، آنهايى كه ظلم كرده اند بزودى خواهند دانست كه به چه كيفرگاه ومحل انتقامى بازگشت می كنند .

محب آل الله | -
هاليوود در واقع يك نام استعارى و نمادين است كه براى مديريت امپراتورى تصويرى غرب انتخاب شده، والا يك شركت توريستي است در حومه شهر لوس آنجلس آمريكا.
منظور از هاليوود، نظام مديريتى حاكم بر پروژه هاى تصويرى آمريكا به نحو اخص ومغرب زمين به نحو اعم است. در حقيقت اتاق فكرى است كه تعيين مى كند، كدام سوژه وكدام مفهوم، دستمايه كار تصويرى قرار بگيرد. رويكرد هاليوود به بحث آخرالزمان، مثل ديگر رويكردهايش ناظر به فكر، برنامه ريزى و انديشه قبلى است هاليوود صرفاً ا ز اين جهت كه آخرالزمان سوره ناب، بديع، جذاب و تماشاگر پسندى است سراغ آخرالزمان نرفته است، بلكه مقاصدكاملاً جدى و نهفته اى در اين رويكرد وجود داشته است اصولا آخرالزمان و پايان دنيا و باور اين پديده، مبنى بر يك كهن الگوى مشترك بشرى است كه در ضمير ناخود آگاه ابناى بشر نهادينه شده است چگونه مى توانيم بپذيريم كه اين دنيا، همين طور پيش برود و به پايان نرسد و اصولاً ضمير ناخود آگاه ما اين را نمى پذيرد كه دنيا بدون پايان باشد.
به همين دليل براى اين پايان، دوست داريم كه تصوير ارائه كنيم. قرائت هاى مختلفى را در حوزه هنر، ادبيات وكسب دينى، نسبت به آخر الزمان براى ما ترسيم كرده اند و در اساطير ملل متعدد هم، نقاط مشتركى كه مى توانيم بيابيم، چند تا بيشتر نيست يكى از آن چند تا، آغاز آفرينش و پايان عمر دنيا است . قصه اى كه تقريبا در اكثر قريب به اتفاق اساطير ملل يافت مى شود و همين نشان مى دهد كه ما ناگزيريم به آخرالزمان به عنوان يك سوره مستتر در ضمير ناخود آگاه جمعى بشر بپردازيم خصوصاً كه اگر براى مخاطب، بار محتوايى و معنايى و سياسى هم داشته باشد و هاليوود در واقع، با اين رويكرد به سراغ آخرالزمان رفته است .
چون اولاً پديده اى جذاب است آن چه كه نيامده و پيشگويى مى شود، هميشه براى انسان جذاب است، ديگر اين كه روايت هاى متعدد و متفاوتى نسبت به اين يك پديده مى توانست اتخاذ كند و اين تعدد روايت ما باعث مى شد، آن افكارى كه اتاق فكر هاليوود توليدكرده بود، خيلى راحت و از طرق مختلف به مخاطب منتقل شود به نوعى موضوع آخرالزمان، اين پتانسيل را داشت كه دستمايه اتاق فكر هاليوود قرار بگيرد و در جهت تزويج غير مستقيم مفاهيمى كه به گونه اى صهيونيسم بين الملل پى جوى آن بود، به كار رود از همان آغاز، يهوديان به دليل نفوذى كه در هاليوود داشتند، توانستند بسيارى از آموزه هاى توراتى را به فيلم هاى هاليوردى تشرى دهند اصولا نگاه آخرالزمانى در هاليوود، انواعى دارد كه در نگره دينى، عمدتاً توراتى است ا لبته در آثار هاليوود، عامدانه، رويكرد توراتى نسبت به آخرالزمان به كار مى رود.
اگر چه شباهت هايى هم بين آخرالزمان تورات و انجيل هست ولى انگار قرار بوده است، قرائت يهودى در نگره دينى هاليوود رعايت شود . همچنين نگاه به شيطان، نگاه به فرشته ها، نگاه به بهشت و دوزخ در سينماى هاليوود، باز به گونه اى توراتى است حال آن كه اصولا وقتى هاليوود به سمت قرائت و روايت دينى مى رود، عمدتاً از تورات تأثير مى پذيرد
واما اهداف غرب از طرح سينما، آن چه اراده كند القا مى كند و بيننده هم اين تأثير
را مى پذيرد و قبول مى كند )مگر بينندگان خيلى خاص (بديهى است كه غرب از اين ظرفيت استفاده مى كند خصوصاً در شرايطى كه تمام لوازم اين صنعت را در اختيار داشته باشد. طبيعتا اهدافى كه نظام استكبارى غرب دنبال مى كند، در سينماى او نيز منعكس مى شود. فرهنگ غرب در ذات خود، كاملا - مهاجم و سلطه گر است و سينما هم در همين راستا تعريف مى شود و اهداف هاليوود چندان از غايات نظام غرب دور نيستند . ما در فيلم هاى هاليوودى، انواع آخر الزمان را شاهد هستيم آخرالزمان تكنولوژيك، آخرالزمان طبيعى،آخرالزمان متافيزيك، آخرالزمان اسطوره اى و... مثلا آَخرالزمان اسطوره اى، آخرالزمانى است كه در آن، موجوداتى و مفاهيمى از اعماق افسانه و از آن سوى تاريخ، از دنياى افسانه ها و اساطير ملل سر بر مى آورند و در شرايط كنونى، خطر ساز مى شوند و تقابل آن هاست كه وقايع آخرالزمانى را ايجاد مى كند.
در نگاه هاليوودى، اسلام به صورت يك خطر ما قبل تاريخى، يك خطر قديم و باستانى از ديان تخم هاى هيولاهاى باستانى در يك فضاى مرموز ومدهوش متولد مى شود. آزاد مى شود و به صورت يك موجود مهاجم بيگانه در مى آيد و نهايتا نسل بشر را نابود مى سازد. اين موجود بيگانه، حتى خونش هم خطرناك است و اگر خونش را بريزى، با نيروى مخرب نهفته در خون خود، همه چيز را نابود مى كند. اين مسأله ما را ياد چه مى اندازد؟ در اسلام، حتى خون هم مى تواند بر شمشير غلبه كند و به گونه اى بر رقيب لطمه بزند .
فرهنگ شهادت و استشهاد، هميشه كابوس دنياى غرب بوده است. خط شير فيلم هاى هاليوودى، از پيچيده گويى به سمت صراحت است . فيلم معروف مردى كه فردا را ديد كه بازيگر معروف سينما اورسن ولز تك گويى و پلاتوهاى آن را اجرا كرده بر مبناى پيشگويى هاى نوستر آداموس خط آخرالزمانى مسلمانان را گوشزد مى كند و به نوعى شخصيت آخرالزمان منجى مسلمانان را به عنوان دجال غرب نشان مى دهد و اين كه، اين همان آنتي كرايست معروف است كه مى آيد و دنيا را با خطر مواجه مى كند .
به تدريج از دهه نود به اين سو، فيلم ها، صراحت لهجه پيشه كردند و مسلمين را جناح باطل آخرالزمان و رهبر آنان را آنتي كرايست نشان دادند. نشريه موعود شماره 37 ص 12 برگرفته ازگفت وگو با مجيد شاه حسينى.
محب آل الله | -
"مرحوم آیت الله سید محمد تقی اصفهانی در مقدمه كتاب ارزشمند مكیال المكارم چنین مینویسد:
در باب هشتم از كتاب "ابواب الجنات فی آداب الجمعات" هشتاد و چند فایده از فوائد دنیوی و اخروی دعا كردن برای فرج آن حضرت صلوات الله علیه را ذكر كردهام. سپس به فكر افتادم كتاب جداگانهای در این موضوع بنگارم تا آن فوائد را دربر گیرد و به نظم جالبی به رشته تحریر درآید، ولی حوادث زمان و رویدادهای دوران و ناراحتیهای پیدرپی، از این كار مانع میشد، تا اینكه شخصیتی را در خواب دیدم كه با قلم و سخن از عهده توصیف او بر نمیآیم!
آری در رویا دیدم كه مولا و حبیب دلشكستهام و امامی كه در انتظار او هستیم، با بیانی روحانگیز چنین فرمودند: این كتاب را بنویس و عربی هم بنویس و نام آن را «مكیال المكارم فی فوائد الدعاء للقائم» بگذار. همچون تشنهای از خواب بیدار شدم و در پی اطاعت امرش بر آمدم. ولی توفیق مرا یاری نكرد، تا اینكه در سال گذشته (1330 هـ.ق.) به مكه معظمه سفر كردم و چون در آنجا وبا شایع شد، با خداوند عزوجل عهد بستم كه اگر مرا از مهلكهها نجات بخشد و بازگشت به وطن را برایم آسان گرداند، تالیف این كتاب را آغاز كنم.
(منبع: ترجمه مكیال المكارم ج1 ص25 و كتاب عنایات حضرت مهدی (عج) به علما و طلاب نوشته محمد رضا باقی اصفهانی ص160)"
شاید خودتون هم این رو تجربه كردید كه وقتی میخواهیم كاری رو به نیت آقا انجام بدیم اگه انجام اون كار صلاح باشه خودش دستمون رو میگیره و كمكمون میكنه.
و حالا از خودم میپرسم چقدر از كارهایی كه كردم به خاطر آقا بوده؟ چقدر از دعای فرجی كه خوندم مقصودم فرج آقا بوده نه فرج خودم؟
آقای من، تو نمازهاش، روز و شب برای عاقبت به خیری من و امثال من دعا میكنه. چقدر من برای فرجش از ته دل دعا میكنم؟
میگویند اگر برای جلب عنایت پروردگار ده مرتبه او را صدا بزنید و یا الله بگویید امید است به شما جواب دهد و به شما نظر كند و اگر هفت مرتبه «یا ارحمالراحمین» بگویید یعنی ای رحمكنندهترین رحمكنندهها خداوند قطعاً به شما پاسخ خواهدداد و لبیك خواهدگفت. اینجا سخن از رحمت خداوند است برای جلب لطف او؛ اما نكته جالبتر اینجاست كه در روایتی داریم: اگر كسی یك مرتبه (فقط یك مرتبه) خدا را به این عبارت صدا كند كه :«یا اله العاصین» یعنی ای خدای گناهكاران این بار خداوند هفت مرتبه به او پاسخ میدهد و لبیك میگوید. (برداشت مستقیم از وبلاگ نمایندگی مجاز)
پس يا اله العاصين:
اللهم كن لولیك الحجة ابن الحسن
صلواتك علیه و علی آبائه فی هذه الساعة و فی كل ساعة
ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسكنه ارضك طوعا و تمتعه فیها طویلا
به رحمتك یا ارحم الراحمین
محب آل الله | -

محب آل الله | -

محب آل الله | -
محدّث خبير مرحوم حاج شيخ عبّاس قمّى صاحب مفاتيح الجنان (متوفى 1359 ه ق ) از علماى مخلص و ربّانى بود، و توفيقات سرشارى در ارشاد مردم با بيان و قلم نصيبش شد، و در صداقت و تقواى او همگان اتفاق دارند، افراد موثق از ايشان نقل كردند كه گفت : من در نجف اشرف براى زيارت اهل قبور به ((وادى السّلام )) رفتم ، همين كه وارد وادى السّلام شدم ناگهان صدا و نعره بسيار شديد شترى به گوشم رسيد، با خود گفتم لابد مى خواهند آن شتر را داغ كنند كه چنين نعره مى كشد، به طورى كه صداى او سراسر وادى السّلام را متزلزل كرده است ، تصميم گرفتم براى نجات آن شتر بينوا همّت كنم و با سرعت به آن سمتى كه آن صدا از آن سمت مى آمد حركت كردم وقتى كه نزديك شدم ، ديدم شترى در كار نيست ، بلكه جمعى جنازه اى را حركت مى دهند و اين صداى وحشتناك از آن جنازه بلند است ، عجيب اينكه افرادى كه متصدى دفن آن جنازه بودند، اصلا از آن چيزى نمى شنيدند و با كمال خونسردى و آرامش مشغول تشييع جنازه بودند.
اين يك گوشه اى از عالم برزخ بود كه پرده آن براى مرحوم محدّث قمى برداشته شده بود، و قطعا صاحب آن جنازه انسان مجرم و ستمگرى بوده كه عذابهاى الهى را در عالم برزخ مى ديده و نعره مى كشيده است
.آرى گاهى مردان صالحى مانند محدّث قمى
(رحمت خدا بر او باد) بر اثر مراقبت نفس و اجتناب از هواهاى نفسانى به چنان مقامات عالى مى رسند كه عذاب برزخى مجرمان را احساس مى كنند.داستان دوستان
محب آل الله | -
سلام دوستان
همانطور که می بینید یک خبر نامه به تازگی در وبلاگ قرار داده شده است .کسانی که مایلند می توانند در خبر نامه عضو شوند تا در صورت عوض شدن نام وبلاگ و یا به مناسبت های مختلف یک ( ای میل ) به شما زده شود . در قسمت بالا نام و در قسمت پایین ( ای میل ) را بگذارید. با تشکر هدیه به حضرت زهرا سلام الله علیها و تعجیل در فرج فرزندش صلوات بفرستید .
محب آل الله | -
كندوكاو درباره مخالفان، نشان مى دهد سواى مستكبران كه در سر لوحه قهر سپاه مهدى(ع)قرار دارند، بيشترين كارشكنى ها از جانب كسانى است كه ادعاى موافقت با امام دارند و خود را از منتظران حضرت(ع)مى دانند . اينان، امام را نه به خاطر پياده كردن اسلام اصيل، بلكه براى همراه كردن امام با آرزوها و هوس هاى خود مى خواهند. پس از پيوستن به امام، چون كارها را بر وفق مراد خود نمى بينند و ناچارند از منافع نامشروع خود درگذرند، به توجيه اهداف خود روى مى آورند و با سلاح دين و مذهب به جنگ امام مى روندكه به فرموده امام صادق (ع)چه بسيار ازكسانى كه ادعاى پيروي او را دارند، ولى پس از ظهور حضرت، از او روى مى گردانند.اين جا به برخى از اين افراد ياگروه ها اشاره مى كنيم: اراحت طلبان : راحت طلبى ريشه در خودپرستى دارد و خودخواهى منشأ همه مفاسد است . جمعى از مسلمانان مكه، پيش از هجرت به مدينه، خدمت پيامبر(ص)رسيده ابراز مى داشتند: مورد آزار دشمنانيم، اگر اجازه دهى با دشمنان مى جنگيم . پيامبر(ص) فرمود: اكنون مأمور به مبارزه نيستيم. دست نگه داريد. نماز بخوانيد و زكات بدهيد . پس از هجرت به مدينه و ايجاد آرامش نسبى در آن شهر، پس از آن كه دستور جهاد نازل گشت، زبان به اعتراض گشودند كه خدايا، چرا فرمان نبرد دادى و آن را مدتى به تأخير نينداختى. قرآن، ريشه ترس و وحشت آنان را راحت طلبى مى شمرد و مردم را نسبت به فرجام آن هشدار مى دهد. امام خمينى (ره)در طرز تفكر راحت طلبان مى گويد: مى گويند: اگر حضرت صاحب، خودشان مقتضى مى دانند، براى جهاد و مبارزه تشربف بياورند، من كه دلم براى اسلام بيشتر از آن حضرت نسوخته است و حضرت هم كه اين ها را مى بيند، خودشان بيايند، چرا من اين كار را بكنم....امام صادق(ع)مى فرمايند اگر شما براى يارى ما دعوت شديد، خواهيد گفت: ما در تقيه هستيم و نمى توانيم شما را يارى دهيم.... 2. جمود انديشان : هميشه ظاهرگرايان از مهم ترين موانع احياى دين و تحولات اجتماعى بوده اند. كسانى كه به باطن و روح دين توجه نكرده و افق درك شان فراتراز پوست و قالب را نمى نگرد، لذا موجب مى شودكه در زمان هاى حساس، تكليف را نشناسند و به رويارويى پيامبر و امامان (ع)كشانده شوند . در جريان نزول آيه روزه و نماز مسافر، پيامبر(ص)در سفر، دستور افطار دادند و خود روزه گشودند، ولى گروهى كه به خيال مقدس مأبانه خود، هر سختى ثواب دارد، به روزه ادامه دادند. پيامبر با آنان برخورد كردو به ايشان لقب گناهكار داد. امام صادق(ع)مى فرمايد: آزردگى هايى كه مهدى ما از روى نادانان روزگار خود متحمل مى شود، بيش از زحماتى است كه به پيامبر از جاهلان زمان خود وارد شده . گفتم: چگونه؟ فرمود: پيامبر در زمانى برانگيخته شد كه مردم، سنگ و درخت و چوب مى پرستيدند. قائم، آن گاه كه قيام كند، مردم عليه او قرآن را تاويل مى كنند.۳- کافران ومنافقان :دو چهرگان كه آينده خود را در خطر مى بينند، با پخش شايعه و همكارى با گروه هاى معارض، دشمنى خود را آشکار مى كنند . در مناطق مرزى، با دشمنان خارجى همدست مى شوند و در مركز خلافت كوفه آشکارا با امام مى جنگند. حضرت پس از درهم شكستن مقاومت مخالفان، پيروزمندانه واردكوفه مى شود و منافقان را در رديف ساير فرقه هاى منحرفِ نافرمان از ميان بر مى دارد.

محب آل الله | -

محب آل الله | -
مبعث رسول رحمت و مهربانی حضرت محمد مصطفی بر تمامی وبلاگ نویسان و به خصوص امام زمان علیه السلام مبارک باد .

محب آل الله | -

محب آل الله | -
1- خبری را ندانسته گفتن 2- عیب جویی از دیگران 3- مسخره کردن دیگران 4- تهمت زدن ۵- فاش کردن اسرار مردم6- رنجاندن مومن7- سرزنش بیجا8 - دروغ گفتن 9 - وعده دروغ 10- قسم دروغ 11- شهادت نا حق 12- تحریف مسائل دینی13- حکم نا حق 14- لعنت کردن مردم 15- طعنه زدن 16- دل شکستن17- امر به منکر 18- نهی از معروف 19- بد خلقی 20- تصدیق کفر و شرک 21- غیبت کردن 22- شایعه پراکنی 23- به نام بد صدا زدن 24- تملق و چاپلوی 25- با مکر و حیله سخن گفتن 26- مزاح زیاد 27- زخم زبان زدن 28- آبروریزی 29- کبر در گفتار 30- ادای صدای کسی را در آوردن 31- بدعت در دین 32- اظهار بخل و حسد 33- بد زبانی در معاشرت 34- خشونت در گفتار 35- فحش و ناسزا گفتن 36- سخن چینی کردن 37- نا امید کردن 38- شوخی با نامحرم39 - ریا در گفتار 40- فریاد زدن بیجا
محب آل الله | -
اللهم العن الجبت و الطاغوت
این الطالب بدم الفاطمه الزهرا سلام الله علیها
هر کسی که می تونه نذر کنه و ۱۰۰ بار ذکر اللهم العن الجبت و الطاغوت را که در مورد اولی و دومی ولد الزنا است را برای خشنودی حضرت زهرا سلام الله علیها و امام زمان علیه السلام بگوید .

محب آل الله | -
یه مشت آدم بی شرف و بی دین فکر می کنن که هر غلتی می خواهند می توانند بکنند ؟
سکوت من و تو می تواند چاشنی انفجار بعدی باشد.....


محب آل الله | -
هر کسی که حضرت زهرا سلام الله علیها را شناخت شب قدر را شناخته و در قرآن داریم که ( و ما ادراک ما لیله القدر ... )
محب آل الله | -
گفتمش تصويري از ليلي ومجنون رابکش ... عکس حيدردر کنار حضرت زهراکشيد
گفتمش نقاش را نقشي بکش از زندگي ... با قلم نقش حبابي بر لب دريا کشيد
گفتمش چون مي کشي تصوير مردان خدا ... تک درختي در بيابان يکه و تنها کشيد
گفتمش نامردمان اين زمان را نقش کن ... عکس يک خنجرزپشت سر پي مولا کشيد
گفتمش راهي بکش کان ره رساند مقصدم ... راه عشق و عاشقي و مستي ونجوا کشيد
گفتمش بر روي کاغذ عشق را تصوير کن ... در بيابان بلا، تصوير يک سقا کشيد
گفتمش از غربت ومظلومي ومحنت بکش ... فکر کرد و چهار قبر خاکي از طه کشيد
گفتمش سختي ودرد وآه گشته حاصلم ... گريه کردآهي کشيد وزينب کبري(س) کشید
گفتمش درد دلم را با که گويم اي رفيق ... عکس مهدي(عج) راکشيد و به چه بس زيبا کشيد
گفتمش ترسيم کن تصويري از روي حسين(ع) ... گفت اين يک را ببايد خالق يکتا کشيد

محب آل الله | -
فرهنگ عاشورا، زمينه ساز فرهنگ انتظار است.
انتظار، ادامه عاشورا است و چشم به راه حسين ديگرى نشستن، دركربلاْ"یى به وسعت جهان. در زيارت عاشورا، در دو قسمت، از خون خواهى حسين (ع) در ركاب امام مهدى (ع) خبر مى دهد.
امام باقر(ع) فرمود: يكديگر را در روز عاشورا، اين گونه تعريت دهيد: اعظم الله اجورنا بمصابنا بالحسین و جعلنا وایاکم من الطالبین بثاره مع ولیه الامام المهدی من آل محمد (ع)خداوند اجر ما و شما را در مصيبت حسين (ع) بزرگ گرداند و ما و شما را ازكسانى قرار دهدكه به همراه ولى اش، امام مهدى از آل محمد(ع)، طلب خون آن حضرت كرده، به خون خواهى او برخيزيم.
پاره اى روايات، عاشورا را روز ظهور حضرت مهدى (ع) ذكركرده اند.
پس انتظار، انتظار انتقام عاشوراست و ياران مهدى (ع) همه عاشورايى اند. كسانى مى توانند در ركاب مهدى (ع) باشند و امام حق را يارى رسانندكه در مكتب عاشورا، آبديده شده و معيار جنگ و صلح را از او آموخته باشندكه حسين (ع)، خود معيار سلم و حرب و تولأ و تبرا است.

محب آل الله | -


















