فرشتگان و جنّيان
على عليه السلام مى فرمايد:
خداوند حضرت مهدى (عج) را با فرشتگان جن و شيعيان مخلص يارى مى كند.([1] امام باقر عليه السلام نيز مى فرمايد:
فرشتگانى كه در جنگ بدر به پيامبر(صلى الله عليه وآله) يارى دادند هنوز به آسمان باز نگشته اند تا اينكه حضرت صاحب الامر را يارى رسانند و تعدادشان پنج هزار فرشته مى باشد.[2]
فرشتگان زمين
محمد بن مسلم مى گويد: از امام صادق عليه السلام درباره ميراث علم و اندازه آن پرسيدم حضرت پاسخ داد كه خداوند در شرق و غرب عالم دو شهر دارد كه در آن گروهى سكونت دارند و هر چند موقعى يك بار با آنان ديدار مى كنم و آنان از ظهور قائم مى پرسند.
گروهى از آنان از روزى كه به انتظار قائم (عج) بوده اند سلاح خود را به زمين نمى گذارند. آنان از خداوند مى خواهند كه حضرت را به آنان بنماياند. در هنگامى كه امام مهدى قيام مى كند آنان همراه او مى باشند... اجتماع آنان متشكل از پير و جوان است... اين گروه از انديشه و دستورات امام آگاه بوده و آن را اجرا مى كنند... اين سپاهيان را به جنگ هند، ديلم، روم، بربر، فارس، جابرسا و جابلقا كه دو شهر در شرق و غرب است مى فرستد. تمام پيروان اديان را به اسلام، يكتاپرستى و ولايت ائمه ـ عليهم السلام ـ دعوت مى كنند كه در صورت اجابت، مردم رهايى مى يابند و اگر تخلف كردند به قتل مى رسانند كه در تمام شرق و غرب عالم همگان ايمان مى آورند.[3]
تابوت موسى عليه السلام
*** بقیه در ادامه مطلب ***
محب آل الله | -
از امام صادق« ع» روايت شده که فرمود: « پس از ظهور» خداوند بادى را مي فرستد که در هر سرزمينى ندا دهد: اين مهدي« ع» است. به قضاوت داوود و سليمان حکم مى کند و براى آن در خواست بينّه نمى کند.« در حديث ديگرى به جاى باد« منادي» آمده است»
بحار الانوار 52 /369 حديث 155، 52 /286 حديث 19 و 20.
ابوجارود از امام باقر عليه السلام روايت کرده فرمود: « حضرت مهدي عليه السلام به سيره و روش سليمان بن داوود عمل مى کند.»
بحار الانوار 52 /390 حديث 212.
امام صادق عليه السلام مى فرمايد:
« گويا پرنده سفيدى را بالاى حجر الاسود مي بينم که زير آن مردى قيام مى کند که در ميان مردم به حکم آل داوود و سليمان حکم مى کند و از کسى بيّنه در خواست نمى کند.»
بحار الانوار 52 / 336 حديث 74
امام صادق عليه السلام مى فرمايد: « هنگامى که قائم آل محمد عليه السلام ظهور مى کند، در ميان مردم به حکم داوود حکم مى کند و نيازى به بينه ندارد. خداوند به او الهام مى کند، پس به علمش حکم مى کند و هر قومى را به آنچه مخفي کرده اند خبر مى دهد.»
بحارالانوار 52 / 339 حديث 86 - ص 320 حديث 25 (نظير آن از امام حسن عسکري« ع» ).
امام صادق عليه السلام مى فرمايد: « حضرت مهدى عليه السلام به تقوا فرمان مى دهد و به هدايت عمل مى کند و در حکم کردن و قضاوت از گرفتن رشوه ممانعت مى نمايد.»
بحار الانوار 52 / 269 حديث 158

محب آل الله | -
حضرت مهدى (عليه اسلام) پس از ورود به مسجد الحرام ابتدا ميان کعبه و مقام ابراهيم، رو به کعبه دو رکعت نماز به جا مى آورد. آن گاه توسط يکى از يارانش براى مردم معرفى مى گردد و سپس به رکن حجرالاسود پشت خود را تکيه مى دهد و براى مردم سخنرانى مى کند.
متن سخنرانى حضرت مهدى (عليه اسلام) اين گونه است:
« اى مردم! ما عليه کسانى که به ما ظلم کردند و حق ما را غضب کردند؛ از خدا و هر کس از مردم که دعوت ما را پاسخ گويد: يارى و کمک مى خواهيم.
ما اهل بيت پيامبر شما محمد« ص» هستيم. ما نزديک ترين مردم به خدا و محمد هستيم. هر کس درباره خدا با من محاجه کند، پس من نزديک ترين مردم به خدا هستم. هر کس درباره آدم با من محاجه کند، من نزديک ترين مردم به آن هستم. هر کس درباره نوح با من محاجه کند، من نزديکترين مردم به نوح هستم. هر کس درباره ابراهيم با من محاجه کند من نزديکترين مردم به ابراهيم هستم. هر کس درباره اسماعيل با من محاجه کند من نزديک ترين مردم به اسماعيل هستم. هر کس در باره موسى با من محاجه کند، من نزديک ترين مردم به موسى هستم. هر کس درباره عيسى با من محاجه کند، نزديک ترين مردم به عيسى هستم.
اى مردم! هر کس درباره محمد« ص» با من محاجه کند، نزديک ترين مردم به محمد هستم. اى مردم! هر کس با من درباره کتاب خدا محاجه کند، پس من نزديک ترين مردم به خدا هستم. اى مردم! هر کس درباره پيامبران با من محاجه کند، من نزديک ترين مردم به پيامبر هستم.
آيا خداوند در کتاب محکمش نفرمود: « ان الله اصطفى آدم و نوحاً و آل ابراهيم و آل عمران على العالمين ذريه بضها من بعض والله سميع عليم» (آل عمران: 34 )؛ (بدرستيکه خداوند آدم و نوح و آل ابراهيم و آل عمران را بر جهانيان برگزيد که بعضى از آنان ذريه بعضى ديگر هستند و خداوند شنوا و داناست.) من باقيمانده از آدم، ذخيره (خيره) نوح برگزيده ابراهيم و انتخاب شده محمد هستم.
آگاه باشيد که هر کس درباره کتاب خدا با من محاجه کند، من نزديک ترين مردم به کتاب خدا هستم. آگاه باشيد که هر کس درباره سنت رسول خدا« ص» با من محاجه کند، من نزديک ترين مردم رسول خدا هستم. شنوندگان و حاضران را سوگند مى دهم که سخن را به غايبان برسانند
به حق خدا و به حق رسول خدا« ص» و به حق خودم - چرا که من بر شما حق خويشاوندى با رسول خدا دارم - از شما درخواست مى کنم که ما يارى کنيد و در مقابل کسانى که به ما ظلم و ستم روا مى دارند، از ما دفاع کنيد به تحقيق ما ترسانيده شده ايم، مورد ستم قرار گرفته ايم، ما و فرزندانمان از وطن مان رانده شده ايم و به ما ظلم شده است و ازحقّمان منع شده ايم و اهل باطل در ميان ما جدايى افکنده اند.
منابع: بحارالانوار، ج 52، ص 238، حديث 105 - ص 223 حديث 91 - ص 305 حديث 78
محب آل الله | -
از امام صادق« ع» روايت شده که فرمود: « پس از ظهور» خداوند بادى را مي فرستد که در هر سرزمينى ندا دهد: اين مهدي« ع» است. به قضاوت داوود و سليمان حکم مى کند و براى آن در خواست بينّه نمى کند.« در حديث ديگرى به جاى باد« منادي» آمده است» بحار الانوار 52 /369 حديث 155، 52 /286 حديث 19 و 20.
ابوجارود از امام باقر عليه السلام روايت کرده فرمود: « حضرت مهدي عليه السلام به سيره و روش سليمان بن داوود عمل مى کند.» بحار الانوار 52 /390 حديث 212.
امام صادق عليه السلام مى فرمايد:
« گويا پرنده سفيدى را بالاى حجر الاسود مي بينم که زير آن مردى قيام مى کند که در ميان مردم به حکم آل داوود و سليمان حکم مى کند و از کسى بيّنه در خواست نمى کند.» بحار الانوار 52 / 336 حديث 74
امام صادق عليه السلام مى فرمايد: « هنگامى که قائم آل محمد عليه السلام ظهور مى کند، در ميان مردم به حکم داوود حکم مى کند و نيازى به بينه ندارد. خداوند به او الهام مى کند، پس به علمش حکم مى کند و هر قومى را به آنچه مخفي کرده اند خبر مى دهد.» بحارالانوار 52 / 339 حديث 86 - ص 320 حديث 25
امام صادق عليه السلام مى فرمايد: « حضرت مهدى عليه السلام به تقوا فرمان مى دهد و به هدايت عمل مى کند و در حکم کردن و قضاوت از گرفتن رشوه ممانعت مى نمايد.» بحار الانوار 52 / 269 حديث 158

محب آل الله | -
از زمان خلقت آدم ابوالبشر تاكنون همواره دو جريان حقّ و باطل به موازات هم پيشرفته و كره خاك هيچگاه از مصاف اين دو جريان خالى نبوده است. پيروان هر يك از حقمداران گذشته، همواره بسترسازان حقگرايان آينده بودهاند و حق گرايان آينده تداومبخشان راه حقپرستان گذشته. وضعيت باطلپيشهگان و دور افتادگان از صراط مستقيم نيز بر همين منوال بوده است.در اين ميان ارتباط حجتهاى الهى در تداوم بخشيدن به مسير صحيح هدايت و سعادت بشر بسيار عميقتر و محكمتر بوده است؛ چرا كه هر نبى و ولى الهى با در نظر گرفتن شرايط عصرى كه در آن به سر ميبرد راه انبيا و اولياى الهى پيش از خود را تداوم ميبخشد. به عبارت ديگر همه انبيا و اولياى الهى چراغهاى نورانى هدايتند؛ منتهى هر كدام متناسب با شرايط زمانى و مكانى خود به نور افشانى ميپردازند.
در فرهنگ اسلامى ائمه اطهار عليهم السلام به عنوان جانشينان پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله همگى نور واحدند و هدف مشتركى را دنبال ميكنند. وجود هر يك از آنان همانند يك مشعل روشن يا عَلَم سرافراز، مسير صحيح و كامل هدايت را به بندگان خدا نشان ميدهند و آنان را از گرفتار شدن به ضلالت و گمراهى باز ميدارند. با اين همه ارتباط و پيوستگى بعضى از آنها با همديگر از ويژگى و خصوصيتى برخوردار است كه از بررسى اين گونه از پيوندها ميتوان با مراحل گوناگون چگونگى تداوم مبارزه حقّ و باطل و سرنوشت نهايى اين مبارزات و همينطور با بخشى از ريزهكاريهاى دقيق سنتهاى الهى و روند تحقق نهايى اهداف حيات بخش انبيا و اولياى الهى آشنا شد.
بدون ترديد پيوستگى و ارتباط امام حسين عليه السلام با آخرين حجت الهى حضرت بقيةاللّه عجل الله فرجه بسيار بارز و در خور تعمّق است؛ چرا كه با بررسى ابعاد مختلف پيوند اين دو حجّت الهى بهخوبى چگونگى فراهم شدن بستر حاكميت احكام و ارزشهاى الهى در سرتا سر عالم مشخص ميشود. اين نوشته در پى آن است كه برخى از پيوستگيهاى حضرت سيدالشهداءعليه السلام با موعود بزرگ جهانى حضرت مهدى عليه السلام را روشن سازد.
*** بقیه در ادامه مطلب ***

محب آل الله | -
در دل خود كشيده ام نقش جمال يار را
پيشه خود نموده ام حالت انتظار را
ريخته دام ودانه شه از خط وخال خويشتن
صيد نموده مرغ دل برده از او قرار را
سوزم وسازم از غمش روز وشبان بخون دل
تا كه مگر ببينم آن طرّه مشكبار را
دولت وصل او اگر يكشبي آيدم بكف
شرح فراق كي توان داد يك از هزار را
چشم اميد دوختن درره وصل تابكي
برده شرار هجر او از كفم اختيار را
ايمه برج معدلت پرده زچهره برفكن
شوي زچشم عاشقان زآب كرم غبار را
سوختگان خويشرا كن نظر عنايتي
مرهمي از كرم بنه ايندل داغدار را
حيرانرا از جلوه اي از رخ خويش مات كن
تا رهد از خودي خود ترك كند دياررا
محب آل الله | -
تاريخ دانش شرقشناسى عموما با تحريفها، كتمان حقايق و نوعى بىانصافى همراه بوده است. اما در اين ميان گاهى برخى چهرههاى شاخص شرقشناسى، در مواجهه با منطق مستحكم برخى انديشههاى شرقى، شيفته آنها شده، به آن گرايش و ميل باطنى و ايمان قلبى يافتهاند. مرحوم پرفسور "هانرى كربن"، ايران شناس مشهور فرانسوى از جمله اروپاييانى است كه در دوران زندگى علمى خود، در پى گذر از انديشههاى وجود شناختى انديشورانى همچون "هايدگر" و "ادموند هوسرل"، با حكمت ...
محب آل الله | -
از القاب حضرت مهدى(ع) است در روايات آمده است كه در آيه شريفه، والله متم نوره (1) يعنى به ولايت قائم (ع) و به ظهور آن حضرت، و در آيه واشرقت الارض به نور ربها (2) مراد، روشن شدن زمين به نور آن حضرت است. در يكى از زيارات جامعه نيز در اوصاف آن حضرت مى خوانيم: نور الانوار الذي تشرق به الارض عما قليل روايت شده از جابر بن عبدالله انصارى كه گفت: در مسجد كوفه داخل شدم، در حالى كه اميرالمؤمنين (ع) با انگشتان مبارك خود مى نوشت و تبسم مى فرمود. گفتم: "يا اميرالمؤمنين(ع) چه چيز شما را به خنده آورده است؟ " فرمود: "عجب دارم از آن كه اين آيه را مى خواند، ولى به حق، به آن معرفت ندارد". گفتم: كدام آيه فرمود: الله نور السموات و الارض، تا آخر مثل نوره كمشكوة،؟ "مشكوة" محمد(ص) است " فيها مصباح، منم مصباح زجاجة الزجاجة" حسن و حسين(ع) هستند. كانهاكوكب درى " على بن الحسين (ع) و "يوقد من شجرة مباركة" محمد بن على(ع) است.، زيتونه، جعفر بن محمد(ع) است. " لا شرقيه " موسى بن جعفر(ع) است. "ولا غربيه " على بن موسى الرضا(ع) است. "يكاد زيتها يضء، محمد بن على(ع) است. " لو لم تمسسه نار" على بن محمد(ع) است "نور على نور" حسن بن على (ع) ست. و "يهدى الله لنوره من يشاء" قائم مهدى (ع) است (3 ) در پاره اى از اخبار معراج آمده است كه نور آن حضرت، در عالم اظله ميان انوار ائمه (ع) مانند ستاره اى درخشان بود در بين سايركواكب (4)
1سوره صف 8. 2 سوره زمر69 3 نجم الثاقب باب دوم 4. همان

محب آل الله | -
در منابع زرتشتيان تصريحات بسيارى به ظهور حضرت مهدى علیه السلام شده است كه قسمتى از آن ها را در اين جا مى آوريم:دركتاب زند كه ازكتب مقدسه زرتشتيان است، درباره انقراض اشرار ووراثت صلحا مى گوید:لشكر اهريمنان با ايزدان، دايم در روى خاكدان محاربه وكشمكش دارند وغالباً پیروزى با اهريمنان باشد، امَا نه به طورى كه بتوانند ايزدان را محو ومنقرض سازند، چه در هنگام تنگى از جانب اورمزد كه خداى آسمان است به ايزدان كه فرزندان اويند يارى مى رسد و محاربه ايشان نه هزار سال طول مى كشد.آنگاه پيروزى بزرگ از طرف ايزدان مى شود و اهريمنان را منقرض مى سازند، وتمام اقتدار اهریمنان در زمين است و در آسمان راه ندارند، و بعد ازپیروزى ايزدان و برانداختن تبار اهريمنان، عالم كيهان به سعادت اصلى خود رسيده، بنى آدم بر تخت نيكبختى خواهند نشست .(1) در بخش گات ها كه يكى از بخش هاى چهارگانه اوستا ست، نويدهايى درباره ظهور حضرت مهدى علیه السلام وسيطره جهانى آن حضرت آمده است:... وهنگامى كه سزاى اين گناهكاران فرا رسد، پس آنگاه اى مزدا كشورت را بهمن در پايان برپا كند، از براى كسانى كه دروغ را به دست هاى راستى سپرند، وخواستاريم از آنانى باشيم كه زندگى تازه كنند. كى اى مزدا بامداد روز فراز آيد، جهان دين راستين فرا گيرد، با آموزش هاى فزايش بخش پر خرد رهانندگان، كيانند آنانى كه بهمن به يارى شان خواهد آمد، از براى آگاه ساختن، من تو را برگزيدم اى اهورا بهمن را نماينده توانايى و منش نيك وراستى وپارسايى دادار اهور مزدا، تفسير كرده اند (2) جاماسب دركتاب معروف خود جاماسب نامه مى گويد: پيغمبر عرب، آخر پيغمبران باشد كه در ميان كوه هاى مكه پيدا شود، وشتر سوار شود وقوم او شتر سواران خواهند بود، وبا بندگان خود چيز خورد، وبه روش بندگان نشيند، واو را سايه نباشد وازپشت سر، مثل پيش رو ببيند. دين او اشرف اديان باشد وكتاب او باطل گرداند همه كتاب ها را . واز فرزندان دختر آن پيغمبركه خورشيد جهان وشاه زنان نام دارد، كسى پادشاه شود در دنيا به حكم يزدان، كه جانشين آخر آن پيغمبر باشد در ميان دنياكه مکه باشد ودولت اوتا به قيامت متصل باشد وبعد از پادشاهى او، دنيا تمام شود... همه جهان را يك دين كند ودين گبرى وزرتشتى نماند، وپيغمبران خدا وحكيمان وپرى زادان وديوان ومرغان وهمه اصناف جانوران وابرها وبادها ومردان سفيدرويان در خدمت او باشند...(3) در زند و هومن یسن از ظهور شخصيت فوق العاده اى بنام سوشيانس نجات دهنده بزرگ خبر داده و درباره نشانه هاى ظهور وى چنين مى گويد. نشانه هاى شگفت انگيزى در آسمان پديد آيدكه به ظهور منجى جهان دلالت مى كند وفرشتگانى از شرق و غرب به فرمان او فرستاده مى شوند، وبه همه دنيا پيام مى فرستند. سوشيانس دين را به جهان رواج دهد، فقر وتنگدستى را ريشه كن سازد، ايزدان را از دست اهریمن نجات داده، مردم جهان را هم فكر و همگفتار و همكردارگرداند.(4)لازم به ياد آورى است كه اعتقاد يه ظهور سوسیانس در ميان ملت ايران باستان به اندازه اى رايج بوده است كه حتى در موقع شكست هاى جنگى وفراز ونشيب هاى زندگى با يادآورى ظهور چنين نجات دهنده مقتدرى، خود را از يأس ونا اميدى نجات مى دادند. (5)
1-بشارت عهدین ص237 2- بشارات عهدين استدراكات، پس از مقدمه چاپ دوم ص 10 و 11.
3- لمعات النور، ج 1 ص 23- 25. 4- او خواهد آمد على اكبر مهدى پور، ص 08 1 و 121 و 122.
5- ظهور حضرت مهدى (ع) از دیدگاه اسلام ، مذاهب و ملل جهان، هاشمى شهيدى ص 355.
محب آل الله | -
آیا تعداد313 نفر از یاران امام زمان از زمان غیبت صغری تا زمان ظهور منتظر است یا فقط 313 نفر در عصر ظهور را شامل میشود؟جواب : ابتدا باید دانست 313 نفر اولین افرادیاند که در آغاز و طلیعه ظهور به حضرت مهدی علیه السلام پیوندند. از امام باقر و امام صادق علیهماالسلام روایت شده که یاران مهدی در آخرالزمان 313 مرد هستند به تعداد یاران بدر، در ساعت واحدی گرد میآیند(1)
و به یاری امام مهدی علیه السلام میپردازند. در روایاتی نحوه گرد آمدن آنان بیان شده که برخی از آنان شبانه از خوابگاه خود مفقود و بامدادان در مکه حاضر میشوند و برخی از آنان روزانه بر ابرها حرکت میکنند...به مکه میآیند.(2)پس معلوم میشود عدهای از آنان از افرادیاند که در همان دوران ظهور خواهند زیست. ولی از سیاق برخی احادیث استفاده میشود برخی از مردگان (مانند برخی یاران پیامبر و امیرمؤمنان) رجعت میکنند و از 313 نفر هستند. مانند: سلمان فارسی(3)، مقداد(4)، جابر بن عبدالله انصاری(5) . البته درباره اصحاب کهف تصریح شده که آنان از313نفر یاران ویژه امام مهدی (عج) میباشند (6). پس چنین نیست که یاران امام عصر افرادی میباشند که از جهت زمانی، حداکثر از زمان غیبت صغری تا زمان ظهور به دنیا آمده باشند، بلکه پیش از آن نیز از کسانی که در عصر پیامبر اکرم میزیستهاند وحتی برخی از پیامبران مانند حضرت مسیح علیه السلام به تصریح روایات از یاران امام مهدی(عج) خواهند بود.
1 سید محمد صدر، تاریخ ما بعد -الظهور، دارالتعارف للمطبوعات، بیروت، لبنان، ط3، 1412ق، ص 263 (به نقل از: ینابیع المودة، ص 509، ط النجف).2. همان، ص 264.3. محمد خادمی شیرازی، رجعت یا دولت کریمه خاندان وحی، مؤسسه الغدیر، چاپ دوم، 1411ق، ص 195 (به نقل از تفسیر صافی، ج 3، ص 238).4 همان (به نقل از: ارشاد مفید، ص 365).5. همان (به نقل از المحجّة فیما نزل فی الحجة، ص 76).6. همان، ص 200 (به نقل از الملاحم والفتن، ص 203
محب آل الله | -
ظهور حضرت مهدى(ع)،ابتدا به وسيله منادى آسماني اعلام مي گردد،آن گاه حضرت در حالى كه پشت به كعبه داده است، با دعوت به حق، ظهور خود رااعلام مي كند.
اميرالمؤمنين(ع) مى فرمايند: هنگامى كه منادى ازآسمان ندا مى دهد، حق از آن آل محمد(ع)است شمااگر طالب هدايت و سعادت هستيد، به دامان آل محمد (ع) چنگ زنيد، حضرت مهدى ظهور مي كند.
کتاب احقاق الحق ج 13 ص 324
محب آل الله | -
از پيامبرگرامى اسلام (ص) دو روايت معروف نقل شده است كه با مقايسه آن مى توان به دشوارى انتظار پی برد.
افضل لاعمال احمزها و افضل اعمال امتی انتظار الفرج علل دشوارى وظيفه منتظران را مى توان در چهار محور خلاصه كرد:
1- آراستگى به عدالت وتقوا
2- آراستگى به بردبارى و پايدا رى
3- بهره مندى از دين شناسى بنيادين
4- لزرم اصلاح طلبى و ظلم ستيزى.
رسيدن به اين مراحل كارى است بس دشوار اما شدنى و هركس دشوارى انتظار را هموار كرد در زمره منتظران حقيقى مولا قرار مى گيرد كه امام صادق (ع) فرمود: هركس مى خواهد در شمار منتظران حقيقى باشد بايد پارسايى پيشه كند و متخفق به مكارم اخلاق گردد(ع)

محب آل الله | -
بر طبق پاره اى روايات، نخستين برنامه اى كه حضرت آغاز مي كند، اين است كه دست بنى شيبه را قطع مي كند و بالاى كعبه مى آويزد و جارچى آن حضرت ندا مي كند: اين ها دزدان اموال خدا هستند.(1)
در حديث ديگرى از امام صادق(ع) نخستين برنامه حضرت اين گونه آمده است كه: در سراسر جهان اعلام مي كند: توجه كنيد براى هركس نزد احدى از شيعيان ما قرضى هست تذكر دهد، تا اينكه حتى يك دانه سير و خردل كوچك را ادا كنند تا چه رسد به طلاها و نقره ها و املاک . (2)
اولين هايى كه در اينگونه روايات آمده است يا اول نسبى است نه حقيقى يعنى كارهايى كه همان اوائل ظهور انجام مى دهد، نسبت به كارهاى بعدى و يا مراد از اول، اوليت در بعد خاصى است. مثلا اولين كار در بعد اجتماعى، دست دزدان را قطع كردن و در بعد اقتصادى مثلا پرداخت ديون شيعه مى باشد.
1. بحار الانوار ج 52 ص 361. 2. همان ج 53 ص 34.
محب آل الله | -
عشق يعنی راه رفتن تا سحر
عشق يعنی گريه های بی ثمر
عشق يعنی لحظه های بی کسی
عشق يعنی دوری و دلواپسی
عشق يعنی دوری از زيباترين
غربت مطلق به روی اين زمين
عشق يعنی دستهای باز تو
عشق يعنی با تو در پرواز تو
عشق يعنی يک دل تنگ و غريب
عشق يعنی دختری پاک و نجيب
عشق يعنی چشمهای مست او
نامه هايم در فشار دست او
عشق يعنی شعرهای سوخته
عشق يعنی شمع نا افروخته
عشق يعنی تا ابد در راه او
تا هميشه يک جهان گمراه او
عشق يعنی دردهای بی شمار
عشق يعنی عاشق و فصل بهار
عشق يعنی خسته ام از بی کسی
کی به داد اين دل من می رسی؟
عشق یعنی سین و آ همراه ناز
عشق یعنی سوی کوی او نماز
عشق یعنی نامه های بی جواب
دیدن و بوئیدن او حین خواب
عشق يعنی سادگی يعنی امير
او ميايد زنده می مانی نمير!
محب آل الله | -
وقتى از امام هفتم تفسير آيه "و اسبغ عليکم نعمه ظاهرة و باطنه، را پرسيدند، فرمود: نعمت ظاهر، امام ظاهر و نعمت باطن، امام غائب است. پرسيده شد: آيا در ميان شما كسى هست كه غائب شود، فرمود آرى، اوكسى است كه شخصاً از ديدگان غائب مى گردد، ولى يادش از دل هاى مؤمنان نمى رود. او دوازدهمين ما ائمه است، خداوند هر مشكلى را براى او آسان مى كند و هرگردن كشى را به وسيله او سركوب مى نمايد... ".علاوه بر اين كه وجود حضرت، نعمت است، آن چه از نعمت هاكه بندگان در آن غوطه ورند از نعمت هاى ظاهرى و باطنى همه به بركت وجود شريف حضرت حجت (ع) است. امام صادق (ع) در تفسير آيه شريفه ثم لتسئلن يوم عن النعيم، مى فرمايد: نعيم ما هستيم وجود امام، عظيم ترين نعمت هاى الهى است، زيراكه اصل ساير نعمت هاى ظاهرى و باطنى است و از اين جا است كه در روايات آمده كه همه مردم روز قيامت درباره نعيم مورد سؤال قرار مى گيرند. البته نعمت هاى آن حضرت در زمان ظهورش نيز ويژگى خاصى دارد. چنان كه اخبارى در اين باره وارد شده است. پيامبر اكرم (ص) فرمود: امت من در زمان مهدى به نعمتى متنعم خواهند شدكه هيچ گاه به مثل آن متنغم نگشته اند. آسمان باران رحمتش را بر آن ها مى بارد و زمين هيچ گياهى را رها نمى كند، مگر اين كه آن را برآورد .حضرت امير (ع) در تفسير آيه مباركه: الم تر الذين بدلوا نعمة الله کفرا آيا نديدى آنان راكه نعمت الهى را به كفر بدل ساختند، فرمود: ما آن نعمت هستيم كه خداوند بر بندگانش عنايت كرده و به سبب ما رستگار مى گردند آنان كه روز قيامت رستگار مى شوند .پس خود حضرت مهدى (ع) نعمت است و از آن جاكه شكر نعمت واجب است، شيعيان بايد شكر نعمت حضرت را چنين به جا بياورند: 01 شناخت قلبى و معرفت اين نعمت والاى الهى 2. بيان كردن فضايل و نشر دلايل آن بزرگوار 03 صدقه دادن براى سلامتى وجود آن حضرت 4. تقرب جستن به آستانه او با انجام دادن كارهايى كه مورد پسند و مايه نزديك شدن به درگاهش است 05 اهتمام به دعاهاى خالصانه براى تعجيل فرج آن حضرت .
محب آل الله | -
یـابـن الحسن مـــــا عـــقـــده دار کربلاییم
بر تــو قــــسم، مـــا بی قــــــــرار کربلاییم
تـــرسیم مـــــاند آرزویـــــش بــــــــر دل ما
مـــــا آرزومــــــنـــد دیــــــــار کربـــــــــلاییم
گــــر چه به دور از کربلا آلـــــــوده گـشتیم
امـــــا خــــــدایی غــــمــــــگسار کربـلاییم
جـــــــان سه ساله عمه گیسوی سپــیدت
مـــــا را بـــــــخر مــــــا سر به دار کربـلاییم
تــــا جــــــان بـــود ما را ببر یک شب زیارت
مــــا ریــــزه خــــوار ســـفـــره دار کربلاییم
مــــا بــا کسی غیر از حسین کاری نداریم
مــــا تــــشـــنه بـــــوی بـــــــــهـار کربلاییم

محب آل الله | -
وجود امام، هدف اصلى نظام خلقت و رابطه ميان عالم مادى و عالم ربوبى است .امام سجاد(ع)مى فرمايد: ما امان اهل زمين هستيم، چنان كه ستارگان، امان اهل آسمان اند. به واسطه ماست كه آسمان به زمين فرود نمى آید.... به واسطه ما باران رحمت حق، نازل و بركات زمين خارج مى شود. ما اگر روى زمين نبوديم، زمين اهلش را فرو مى برد
بديهى است كه حضورو غيبت او در ترتب اين آَثار تفاوتى ندارد. حضرت در ادامه مى فرمايد: تا حال هيچ وقت، زمين ازحجَت خالى نبوده است، ولى آن حجت، گاهى ظاهر وگاهى غايب است راوى مى گويد: گفتم: مردم چگونه ازامام غايب بهره مى برند، فرمود: همان گونه كه ازخورشيد پشت ابر بهره مى برند. فايده ديگر اين است كه امامى كه غايب است و قراراست در آينده ظهور كند، انتظار مى آفريند، و انتظار مايه اميدوارى است. اميدوارى به آينده اى روشن، چراغ راه وازبزرگترين اسباب موفقيت و پيشرفت است . اين ويژگى، مختص شيعه است كه به انتظار اعتقاد دارد، ولى در ساير فرقه ها- به جهت عدم اعتقاد به چنين امرى- احساس پوچى و يأس فراوان است. پس فوائد وجودى امام غايب، پوشيده نيست، بلكه او همانند آفتاب پشت ابر، براى موجودات نافع و مفيد است. براى آگاهى بيشتر به فايده وجودى امام، به زيارت جامعه مراجعه كنيد.
فايده حضرت وجود حضرت مهدى (ع)منافع بسيارى داردكه برچند گونه است:
قسم اول: منافع آن حضرت، چه غائب باشد و چه ظاهر و آن بر دو نوع است:1 تمام خلايق در آن شریك هستند مانند: زندگى و بقاى در جهان. 2. افاضات علمى و عنايات ربانى كه به مؤمنين اختصاص دارد مانند: واضح نمودن وقت نمازهاى يوميه و...
قسم دوم: منافع زمان غیبت آن حضرت، آن هم بر دو نوع است
1- مخصوص به مؤمنين است و آن بسيار است، مانند: ثواب هاى بسيارى كه بر انتظار زمان ظهور آن جناب مترتب است.
2- مخصوص كافرين و منافقين است و آن مهلت دادن و تأخير عذاب آن هاست
قسم سوم :منافع زمان ظهور آن حضرت است و آن دو نوع است:
1- شامل تمام موجودات مى شود. مثل انتشار نور، ظهور عدلش و امنیت راه هاى بلاد و ظهور بركات زمين و...
2- مخصوص مؤمنين است كه بر دوگونه است: الف: براى زندگان آن ها و آن بهره ورى شرف حضور آن حضرت و استفاده ازنور آن جناب و فراگرفتن ازعلوم آن بزرگوار و برطرف شدن بيمارى ها وگرفتارى ها و بلاهاازبدن هاى ايشان است. ب: براى مردگان آن ها:ازجمله خوشحالى ظهور آن حضرت در قبرهاى شان، وازجمله منافع براى اموات مؤمنين، زنده شدن آن ها است .

محب آل الله | -
از وظايف مؤمنان، نصرت و يارى كردن آن حضرت مى باشدكه نصرت خداوند متعال است.
يارى كردن امام عصر(ع)، اين است كه مؤمن نسبت به آن چه خواست آن حضرت است، اقدام نمايد. نصرت در زمان غيبت به آن است كه مؤمن خودسازى كند و در حق آن حضرت و شيعيان او دعا نموده، مناقب و فضايل آن حضرت را بيان نمايد.
اما نصرت در زمان ظهور، با جهادكردن دركنار امام(ع) و صبر بر سختى ها و بذل مال و جان به دست مى آید.
دفاع از امام(ع) و صيانت از دين او و سنت رسول اكرم(ص) نوعى يارى کردن آن حضرت است .
در وجود ولى عصر(ع) امورى جمع شده كه هركدام از آن ها موجب اهتمام ورزيدن در نصرت و يارى آن جناب است، زيرا كه يارى نمودن او، يارى كردن مظلوم، و نصرت غريب و يارى عالم، وكمك به ذى القربى، و نصرت ولى نعمت، و يارى نبودن واسطه نعمت و نصرت كسى است كه خداوند او را يارى مى كند، و نصرت كریم، شريف، طريد، خونخواه و مهجور است .
محب آل الله | -
در قلَه هرم اعتقادى شيعه، عقيده به مهدويت وانتظار براى ظهور وحكومت جهانى حضرت است . بنابراين رابطه انتظار و بهداشت روان، در حقيقت مبتنى بر رابطه دين و باورهاى دينى با بهداشت روان است. باورهاى دينى از طريق تغذيه روحى، معنابخشى به زندگى، اتصال به منابع قدرت، تخليه هيجانى .... زمينه هاى آرامش وبهداشت روانى را فراهم می كند .
انتظار علاوه بر اين كه از ابتلا به بيمارى هاى روانى. جلوگيرى می كند، زمينه رشد وارتقاء توانمندى هاى فرد را در ايفاى نقش هاى اجتماعى، روانى و جسمى فراهم مى سازد. وقتى حالت انتظار در انسان پديد مى آيد، مى شود اميد وآمادگى و اشتياق را در خود تجربه كرد. انتظار نور وعدالت، بارقه اميد را در دل انسان زنده می کند .
آمادگى براى انتظار نيز به اين معناست كه توانايى بردبارى بر تأخيرها وشكيبايى بر مشكلات ناشى از غيبت را داشته باشيم. وگواه صادق بر انتظار، شور واشتياق است كه از يك سو در غمِ فراق است و از ديگر سو در شوق وصال.
به طوركلى، اميد، آمادگى و اشتياق، شرايط روانى خاصى ايجاد می كند كه در جلوگيرى از بيمارى ها و ارتقاء توانمندى ها در مقابله با اضطراب ها نقش موثرى دارد.

محب آل الله | -
پس از در گذشت و يا شهادت امام حسن(ع), ماموران خليفه عباسى حركت گسترده اى را آغاز كردند و به جست و جوى فرزند و جانشين آن حضرت پرداختند. در هر جا كه احتمال وجود امام زمان(ع) را مى دادند, حضور مى يافتند. هدف آنان از هجوم به منزل امام حسن(ع) و اذيت و آزار بنى هاشم, دستگيرى و قتل فرزند امام حسن(ع) بود. اين پيگيرى خطرى بزرگ براى آينده امامت بود, كه با قد رت و حكمت پروردگار مهدى(ع) از نظرها پنهان گرديد و از خطرها به دور ماند.
در آغاز غيبت, ميان علما و دانشمندان اختلاف است. سه نظر در آن وجود دارد:
1. گروهى مانند شيخ مفيد(ره) آغاز غيبت صغرا را از هنگام ولادت حضرت مهدى(ع) به شمار آورده اند زيرا از همان سالهاى آغازين ولادت, آن حضرت غيبت نسبى داشت و شمارى اندك از ياران, وى را مشاهده كردند.
بنابراين نظر, دوره غيبت صغرا تقريباً 74 سال مى شود, يعنى از آغاز ولادت, تا پايان سفارت آخرين سفير حضرت.
2. برخى بر آنند كه غيبت صغرا, از سال 260 ه. ق. يعنى سال درگذشت امام حسن(ع) آغاز شد و اين مدت, تا شروع غيبت كبرا, دوران آمادگى شيعيان و اُنس آنان به جدايى از امام زمان(ع) نام گرفت. اين دوران تقريباً هفتاد ساله, غيبت همه جانبه نبود. سفيرانى رابط بين امام ومردم بودند و مردم با واسطه, پرسشهاى دينى و دنيايى خود را از آن حضرت دريافت مى كردند.
3. گروهى آغاز غيبت امام(ع) رااز زمانى مى دانند كه ماموران خليفه به منزل حضرت در سامرا, هجوم آوردند, تا وى را دستگير كنند و آن حضرت در آن هنگام, در سرداب و همان جا, از ديده ها پنهان شد و تاكنون, در آن جا, بدون آب و غذا زندگى مى كند و روزى از آن جا ظهور خواهد كرد.
اين داستان چنان شهرت يافته كه وى را (صاحب سرداب) لقب داده اند.
در پاسخ اين سخنان بايد گفت: در منابع شيعى و كتابهاى اماميه, هيچ نامى از (سرداب) نيست. نويسندگان اهل سنت در نوشته هاى خود بر اين نظر اصرار مى ورزند ومتائسفانه اين مسائله دستاويز حمله نا آگاهانه برخى از آنان به تشيع گرديده است. پنداشته اند كه شيعيان در ميانه سرداب, امام خودرا مى جويند و ظهورش را از آن نقطه انتظار مى كشند; از اين روى, تهمتهايى به شيعه زده اند و زحمت مراجعه به منابع شيعى را در اين زمينه به خود نداده اند.
البته داستان حمله ماموران معتمد عباسى به منزل امام(ع) و برخورد آنان با آب فراوان و ديدن فردى كه در گوشه اى نشسته و عبادت مى كند و سپس هجوم به طرف وى و ناكام شدن آنان از دستگيرى وى, در برخى از منابع شيعى آمده است, اما در اين نقل, بر فرض صحت سند و دلالت آن: اولاً, از (سرداب) نامى برده نشده است ثانياً, حمله ديگرى كه از ناحيه معتمد صورت گرفته خلاف آن چيزى را كه اهل سنت مى گويند, ثابت مى كند زيرا بنابراين نقل, امام(ع) آن محلّ را ترك كرد و از پيش چشم ماموران گريخت و در نتيجه, در سرداب نيست.
منشائ خرده گيريهاى نا آگاهانه برخى به شيعه, در اين زمينه, آن است كه شيعيان به بخشى از حرم عسكريين در سامرا, يعنى (سرداب) احترام و توجه خاصى دارند و آن را زيارت مى كنند. خاطره هاى امامان خويش را گرامى مى دارند و آن مكان را مورد عنايت قرار مى دهند. و اين نه به خاطر آن است كه امام زمان(ع) دراين جا مسكن گزيده است و زندگى مى كند, بلكه از آن جهت كه زمانى مركز عبادت و سكونت چند تن از امامان راستين تشيع بوده است.
و ما حب الديار شقفن قلبى ولكن حبّ من سكن الديار گذشته از اين, بر اساس احاديث فراوانى كه در منابع شيعى وجود دارد, شيعيان بر اين باورند كه امام زمان(ع) در ميان مردم در رفت و آمد است و در مراسم حج و مانند آن شركت مى جويد و مانند يوسف كه برادرانش را مى شناخت وآنان وى را نمى شناختند, دوستان خويش را مى شناسد و... بنابراين, داستان غيبت حضرت مهدى(ع) در سرداب سامرا و زندگى كردن حضرت در آن مكان, بهتان و دروغى بيش نيست و هيچ يك از بزرگان شيعه, چنين باورى نداشته و ندارند.
محب آل الله | -
محب آل الله | -
گفتم: خدا مرا فداى توگرداند، آن نشانه ها كدام است؟
فرمود: آن ها همان گفته خداوند است كه فرمود: و لبنونکم بشی ء من الخوف والجوع ونقص من الاموال والانفس والثمرات وبشر الصابرین (1) وشما مؤمنان را به چيزى از ترس وگرسنگى وكمى دارايى ها وجان ها وميوه ها مى آزماييم، پس صابران را مژده ده .
آنگاه فرمود: خداوند مؤمنان را به سبب ترس از پادشاهان بنى فلان در دوران پايانى حكومت شان مى آزمايد ومراد ازگرسنگى، گرانى قيمت ها ست. سوره بقره / آیه ۱۵۵

محب آل الله | -
روايت است از امام صادق (ع)كه در تفسيرآيه والفجر فرمود: مراداز فجر، قائم (ع)است .
و نيز در روايت ديگرى درباره سوره قدر فرمود: حتى مطلع الافجر يعنى: تا آن كه قائم (ع)برخيزد و ظاهر شود .

محب آل الله | -
سعد بن عبدالله قمى مى گويد: به امام عصر(ع) عرض كردم: اى فرزند رسول خدا تأويل آیه كهيعص چيست؟ فرمود: اين حروف از اخبار غيبى است خداوند زكريا را از آن مطلع كرده و بعد از آن، داستان آن را به حضرت محمد(ص) بازگفته است...
داستان از اين قرار است كه: زكريا از پرورد گارش درخواست كرد كه "اسماء خمسه طیبه را به وى بياموزد.
خداوند، جبرئيل را بر اوفرو فرستاد و آن اسماء را به اوتعليم داد.
زكريا چون نام هاى محمد، على، فاطمه و حسن (ع) را ياد مى كرد، اندوهش برطرف مى شد وگرفتارى اش از بين مى رفت. و چون حسين (ع) را ياد مى كرد، بغض و غصه، گلويش را مى گرفت و مى گريست و مبهوت مى شد.
روزى گفت: بارالها چرا وقتى آن چهار نفر را ياد مى كنم، آرامش مى يابم و اندوهم برطرف مى شود؟ اما وقتى حسين را ياد مى كنم، اشكم جارى مى شود و ناله ام بلند مى گردد؟ خداى تعالى او را از اين داستان آگاه كرد و فرمود: كهيعص كاف اسم كربلا و هاء رمز هلاکت عترت طاهره است، و ياء نام يزيد ظالم بر حسين (ع) وعين اشاره به عطش و صاد نشان صبر او است .
زكريا وقتى اين مطلب را شنيد، غمگين شد و تا سه روز از عبادتگاهش بيرون نيامد، و به كسى اجازه ندادكه نزد او بيايد . گريه و ناله سر داد و چنين نوحه كرد: بار الها از مصيبتى كه براى فرزند بهترين خلايق خود، تقديركرده اى دردمندم. خدايا آيا اين مصيبت را بر آستانه او نازل مى كنى؟ آیا جامه اين مصيبت را بر تن على و فاطمه مى پوشانى آیا اين فاجعه را بر ساحت آنان فرود مى آورى؟ بعد از آن گفت: بارالها فرزندى به من عطا كن تا در پيرى چشمم به او روشن شود و او را وارث و وصی من قرار ده آنگاه مرا دردمند اوگردان همچنان كه حبيبت محمد را دردمند فرزندش گرداندى .
خداوند، يحيى را به او بخشيد و او را دردمند وى ساخت. و دوره حمل يحيى شش ماه بود و مدت حمل امام حسين (ع) نيز شش ماه بود و براى آن نيز قضيه اى طولانى است . كمال الد ين ج2 ص 420.

محب آل الله | -
وقتى از امام هفتم تفسير آيه (و اسبغ علیکم نعمه ظاهرة و باطنه) (1) را پرسيدند، فرمود: نعمت ظاهر، امام ظاهر و نعمت باطن، امام غائب است.
پرسيده شد: آيا در ميان شما كسى هست كه غائب شود، فرمود آرى، اوكسى است كه شخصاً از ديدگان غائب مى گردد، ولى يادش از دل هاى مؤمنان نمى رود. او دوازدهمين ما ائمه است، خداوند هر مشكلى را براى او آسان مى كند و هرگردن كشى را به وسيله او سركوب مى نمايد (2)
علاوه بر اين كه وجود حضرت، نعمت است، آن چه از نعمت هاكه بندگان در آن غوطه ورند)از نعمت هاى ظاهرى و باطنى( همه به بركت وجود شريف حضرت حجت (ع) است.
امام صادق (ع) در تفسير آيه شريفه ثم لتسئلن يوم عن النعیم، (3) مى فرمايد: نعيم ما هستيم (4)
وجود امام، عظيم ترين نعمت هاى الهى است، زيراكه اصل ساير نعمت هاى ظاهرى و باطنى است و از اين جا است كه در روايات آمده كه همه مردم روز قيامت درباره نعيم مورد سؤال قرار مى گيرند. البته نعمت هاى آن حضرت در زمان ظهورش نيز ويژگى خاصى دارد.(5) چنان كه اخبارى در اين باره وارد شده است .
پيامبر اكرم (ص) فرمود: امت من در زمان مهدى به نعمتى متنعم خواهند شدكه هيچ گاه به مثل آن متنغم نگشته اند. آسمان باران رحمتش را بر آن ها مى بارد و زمين هيچ گياهى را رها نمى كند، مگر اين كه آن را برآورد. (6)
حضرت امير(ع) در تفسير آيه مباركه: الم تر الذین بدلوا نعمة الله کفرا (7)؟ آيا نديدى آنان راكه نعمت الهى را به كفر بدل ساختند، فرمود: ما آن نعمت هستيم كه خداوند بر بندگانش عنايت كرده و به سبب ما رستگار مى گردند آنان كه روز قيامت رستگار مى شوند (8)
پس خود حضرت مهدى (ع) نعمت است و از آن جاكه شكر نعمت واجب است، شيعيان بايد شكر نعمت حضرت را چنين به جا بياورند
1 ـ شناخت قلبى و معرفت اين نعمت والاى الهى
2 ـ بيان كردن فضايل و نشر دلايل آن بزرگوار
3 ـ صدقه دادن براى سلامتى وجود آن حضرت
4 ـ تقرب جستن به آستانه او با انجام دادن كارهايى كه مورد پسند و مايه نزديك شدن به درگاهش است
5 ـ اهتمام به دعاهاى خالصانه براى تعجيل فرج آن حضرت (9).
1 ـ سوره لقمان20
2 ـ مهدى موعود على دوانى ص 199.
3 ـ سوره تكاثر8
4 ـ تفسیر برهان ج4س503
5 ـ مكيال المكارم، ج 1 ص 292.
6 ـ بحار الانوار ج51ص83
7 ـ سوره ابراهیم 28
8 ـ اصول کافی ج1 ص 217
9 ـ مکیال المکارم ج1 ص 363
.jpg)
محب آل الله | -
انقلاب حضرت مهدى (ع) هم چون ديگر انقلاب ها،بدون مقدمه وزمينه سازى به وجود نمى آيد، بلكه در آستانه ظهور، حركت هايى پا مى گيرد وزمينه را براى ظهور آن حضرت فراهم مى آورد. بخش عمده اى از رواياتى كه درباره رويدادهاى پيش از ظهور وياران حضرت مهدى (ع)آمده است، درباره ايران و ايرانيان است كه با تعبيرات گوناگونى مانند: اهل فارس، عجم، اهل خراسان، اهل قم، اهل طالقان، اهل رى و... بيان شده است. با بررسى مجموع اين روايات به اين نتيجه مى رسيم كه دركشور ايران، پيش از ظهور، نظامى الهى و مدافع ائمه معصومين (ع)و برپا مى گرددكه مورد نظر امام زمان (ع) است و نيز مردم ايران، نقش عمده اى در قيام آن حضرت دارند (1) رسول خدا(ص) مى فرمايد: مردمى از مشرق زمين قيام مى كنند و زمينه را براى قيام حضرت مهدى (ع) فراهم مى سازند. (2) نيز مى فرمايد: پرچم هاى سياهى از سمت مشرق خواهد آمدكه دل هاى آنان همانند پاره هاى آهن است پس هركس از حركت آنان آگاهى يافت، به سوى آنان برود وبا آنان بيعت كند هر چند لازم باشدكه بر روى يخ حركت کند (3)امام باقر(ع) مى فرمايد:گويا قومى را مى بينم كه در مشرق قيام كرده اند و حق را مى طلبند، ولى حق را به آنان نمى دهند .بار ديگر طلب مى كنند ولى باز به آنان واگذار نمى كنند.در اين حالت، شمشيرها را از نيام كشيده، بر شانه مى گذارندكه در اين هنگام، دشمن خواسته آنان را مى پذيرد، ولى آنان نمى پذيرند وقيام مى كنند وحق را واگذار نمى كنند، مگر به صاحب امر. كشتگان آنان شهيدند واگر من آنان را درك مى كردم، خودم را براى صاحب اين امر آماده مى كردم.(4)
در اين روايات، به روشنى از برپايى قيام ها و انقلاب هابى در آستانه ظهور حضرت مهدى (ع) خبر داده شده است. همه روايات بر اين نكته اتفاق دارند كه پيش از ظهور مهدى (ع) حكومتى به رهبرى يكى از صالحان، كه گمان مى رود از فرزندان پيامبر(ص) هم باشد، در ناحيه مشرق تشكيل مى گردد و زمينه ظهور را مهيا مى سازد و اين حكومت، تا ظاهر شدن حضرت مهدى (ع) وتسليم آن به حضرت ايشان ادامه مى يابد.بر همين اساس، برخى تشكيل دولت شيعى مذهب صفويه راكه پس از قرن ها استيلاى حاكمان مستبد و متعصب عامى مذهب، روى كار آمد، همان دولتى دانسته اندكه در روايات، از جمله زمينه سازان حكومت مهدى (ع) به شمارآمده است .(5)
در زمان ما نيز، برخى با استناد به ويژگى هايى كه در روايات آمده، انقلاب اسلامى ايران را كه در سال 1357 هـ. ش به رهبرى امام خمينى (ره) به پيروزى رسيد، همان دولتى دانسته اند كه زمينه را براى ظهور وقيام مهدى (ع) آماده مى كند. در هر صورت، گر چه قرائن فراوانى اين احتمال را قوت مى بخشد، ولى دليل قطعى كه ثابت كند منظور از حكومت زمينه ساز، انقلاب اسلامى به رهبرى امام خمينى (ره) است، در دست نيست. (۶)
ا. چشم اندازى به حكومت مهدى (ع) نجم الدين طبسى، ص 58.
2. بحا رالانوارج 1 5 ص 87 ا ثبات الهداة ج 3، ص 599 کشف الغمه، ج 3 ص268.
3. عقد الدرر، ص 29 1 ينابيع المودة، ص 1 49 بحارالانوار ج 51، ص 84.
4. بحارالانوار ج 2 5ص43 2 غیبة نعمانى ص 373.
5. بحارالا نوار ج 52، ص 243.
6. برترين هاى فرهنگ مهدويت در مطبوعات، ص 248.

محب آل الله | -
در غاية المرام از طريق عامّه از امير المؤمنينعليه السلام روايت است كه فرمود: رسول خداصلى الله عليه وآله فرمود: من آورنده (و رساننده ) شما به حوض (كوثر )هستم و تو اى على(ع) ساقى هستى و حسن حمايت كننده، و حسين فرمان دهنده، و على بن الحسين تقسيم كننده، و محمد بن على نشر دهنده، و جعفر بن محمد بسيج كننده، و موسى بن جعفر شمارنده محبان و مبغضان و بازدارنده منافقان، و على بن موسى زينتبخش مؤمنين، و محمد بن على فرود آورنده اهل بهشت به منزلگاههايشان و درجاتشان، و على بن محمد خطيب و سخنور شيعيانش و تزويج كننده آنها با حور العين، و حسن بن على چراغ اهل بهشت است كه از آن روشنى مىگيرند، و مهدى شفاعت كننده آنها است روز قيامت، روزى كه خداوند اجازه نمىدهد شفاعت را جز به كسى كه شفاعت او را بخواهد و به او راضى باشد. (غاية المرام: 692)
مىگويم: سرّ اينكه شفاعت به مولاى ما حضرت حجّتعليه السلام اختصاص داده شده - با اينكه همه آنهاعليهم السلام روز قيامت شفيع هستند - اين است كه: شفاعت ايشان شامل كسانى كه منكر مولاى ما صاحب الزمان باشند نمىگردد. (پس براى آنها نه شفاعتكنندهاى هست و نه دوست دلسوز و صميمى) (مضمون آيه 101 سوره شعراء) فَما لَنا مِنْ شافِعِينَ وَلا صِدِّيقٍ حَمِيمٍ) هرچند كه به امامت ساير امامانعليهم السلام معتقد باشند. به همين جهت است كه در حديثى در كمال الدين از امام صادقعليه السلام روايت شده كه فرمود: هر كس به امامت پدران و فرزندانم اقرار داشته باشد ولى مهدى از فرزندان مرا انكار نمايد، مانند آن است كه به همه پيغمبران اقرار و اعتقاد داشته باشد و محمدصلى الله عليه وآله را انكار كند. (كمال الدين: 338/2)
به همين مضمون روايات ديگرى نيز هست كه آنچه آوردهايم براى اهل بصيرت و عبرت بس است .
محب آل الله | -
سعد بن عبدالله قمى مى گويد: به امام عصر(ع) عرض كردم: اى فرزند رسول خدا تأويل آیه كهيعص چيست؟ فرمود: اين حروف از اخبار غيبى است خداوند زكريا را از آن مطلع كرده و بعد از آن، داستان آن را به حضرت محمد(ص) بازگفته است...
داستان از اين قرار است كه: زكريا از پرورد گارش درخواست كرد كه "اسماء خمسه طیبه را به وى بياموزد.
خداوند، جبرئيل را بر اوفرو فرستاد و آن اسماء را به اوتعليم داد.
زكريا چون نام هاى محمد، على، فاطمه و حسن (ع) را ياد مى كرد، اندوهش برطرف مى شد وگرفتارى اش از بين مى رفت. و چون حسين (ع) را ياد مى كرد، بغض و غصه، گلويش را مى گرفت و مى گريست و مبهوت مى شد.
روزى گفت: بارالها چرا وقتى آن چهار نفر را ياد مى كنم، آرامش مى يابم و اندوهم برطرف مى شود؟ اما وقتى حسين را ياد مى كنم، اشكم جارى مى شود و ناله ام بلند مى گردد؟ خداى تعالى او را از اين داستان آگاه كرد و فرمود: كهيعص كاف اسم كربلا و هاء رمز هلاکت عترت طاهره است، و ياء نام يزيد ظالم بر حسين (ع) وعين اشاره به عطش و صاد نشان صبر او است .
زكريا وقتى اين مطلب را شنيد، غمگين شد و تا سه روز از عبادتگاهش بيرون نيامد، و به كسى اجازه ندادكه نزد او بيايد . گريه و ناله سر داد و چنين نوحه كرد: بار الها از مصيبتى كه براى فرزند بهترين خلايق خود، تقديركرده اى دردمندم. خدايا آيا اين مصيبت را بر آستانه او نازل مى كنى؟ آیا جامه اين مصيبت را بر تن على و فاطمه مى پوشانى آیا اين فاجعه را بر ساحت آنان فرود مى آورى؟ بعد از آن گفت: بارالها فرزندى به من عطا كن تا در پيرى چشمم به او روشن شود و او را وارث و وصی من قرار ده آنگاه مرا دردمند اوگردان همچنان كه حبيبت محمد را دردمند فرزندش گرداندى .
خداوند، يحيى را به او بخشيد و او را دردمند وى ساخت. و دوره حمل يحيى شش ماه بود و مدت حمل امام حسين (ع) نيز شش ماه بود و براى آن نيز قضيه اى طولانى است .

محب آل الله | -
ظهور مصلح در آخرالزمان اختصاص به دين مقدس اسلام و مذهب تشيع ندارد. بلكه در اديان ديگر نيز از اين موضوع سخن بسيار گفته شده است. در آيين هاي زرتشت، هندو، بودا، يهود و مسيح بشارت از موعود و نجات دهنده بشر آمده است و عقيده به منجي در همه اديان آسماني به صورت يك اصل مسلم و پذيرفته شده تجلي كرده است. در هر روزگاري و در ميان هر قومي و امتي و در هر سرزميني و به زبان هر پيامبر، حكيم و يا بزرگي كه سخن از موعود رفته است، به تعبيرها و اصطلاح ها، و نام هاي متعارف درميان همسان قوم و مردم بوده است، و منظور از همه آن تعبيرها و اشارت ها و نام ها سرانجام، موعود آخرالزمان است و آن موعود، مهدي عليه السلام مي باشد . در انجيل در باب 13 چنين آمده است : پس بر حذر باشيد و بيدار شده و دعا كنيد، زيرا كه نمي دانيد كه آن وقت كي مي شود.مثل كسي كه عازم شده خانه خود را واگذارد و ملازمان خود را بر آن گماشته و هر يكي را به شغلي خاص مقرر نمايد و دربان را امر فرمايد كه بيدار بماند و بدين طور بيدار باشيد زيرا نمي دانيد كه صاحب خانه كي مي آيد در شام، بانگ خروس و يا صبح مبادا ناگهان آمده شما را خفته يابد. در کتب مقدس هندوان آمده است که : در آخر زمان هنگاميکه تمامی دنيا پر از ظلم و فساد گشت شخصی بنام منصور ظهور می نمايد که بر تمامی دنيا مستولی می گردد . او نسبت به تمامی افراد اعم از باايمان و بي ايمان شناخت داشته و همگي و همگی آنها را بسوی خدا دعوت می نمايد . در کتب زرتشتيان در مورد مصلح جهانی اين طور آمده است كه از سرزمين اعراب و از ميان فرزندان هاشمی مردی ظهور می کند که با ارتش بزرگ و گسترده خود ادامه دهنده ی دين جد خود گشته و زمين را از عدل و داد پرمی کند . در کتاب تورات عنوان شده که خداوند برای اسماعيل خير و برکت فراوان قرار داده و نسل او را با 12 شاهزاده افزون می نمايد که تبديل به ملت بزرگی خواهند شد . در زبور نيز مصلح جهانی بدينگونه معرفی شده است كه خداوند مرد وارسته ای را بر می گزيند که بر جهان مستولی می گردد و آرامش و سکون را برای همگان به ارمغان خواهد آورد . نکته ی قابل توجه در اينجا آن است که پيروان مذاهب مختلف بر اين باورند که مصلح جهانی از ميان آنان خواهد بود . به عنوان نمونه طرفداران دين زرتشت معتقد هستند ، مصلح جهانی مردی از سرزمين فارس خواهد بود . يهوديان نيز آن را از فرزندان بنی اسرائيل دانسته و مسيحيان ان را بر مسلک خود می دانند و مسلمانان بر اين باورند که مصلح جهانی از تبار هاشمی و از نسل نبی اکرم عليه السلام می باشد.
با نگاهی دقيق تر به باورها و اعتقادات ديگر اديان به اين نکته می رسيم که اعتقادات آنان با آنچه مسلمانان از آن به عنوان مصاح جهانی ياد می کنند صدق می نمايد چرا که در ميان اجداد حضرت مهدی عليه السلام شهربانو همسر سيد ساجدين دختر يزدگرد سوم پادشاه عهد ساسانی ايران وجود دارد که گفتار دين زرتشت را کامل می نمايد و از آنجائيکه هاشميان و بنی اسرائيل هر دو از نسل حضرت ابراهيم عليه السلام هستند پس گفتار يهوديان نيز می تواند صدق پيدا کند و از طرف ديگر می دانيم که مادر حضرت مهدی عليه السلام نرجس خاتون از شاهزادگان و نوه ی قيصر روم می باشند که بر دين مسيحيت بوده است .
محب آل الله | -
كتاب «عقيده اهل السنة والاثر في المهدي المنتظر» كه تقرير درس استاد شيخ عبدالمحسن العباد از علماي اهل تسنن و صاحب كرسي در دانشگاه هاي كشورهاي عربي است، اخيرا به فارسي ترجمه و تحت عنوان مهدي منتظر از ديدگاه اهل سنت منتشر شده است. نويسنده محقق و فاضل، در اين جزوه، مباحث تحقيقي ارزشمندي را در ضمن 10 عنوان مطرح كرده كه پيرامون حضرت مهدي عليه السلام و جايگاه اسلامي اين عقيده اسلامي است. وي مطالبي از جوامع روايي اهل سنت و اسامي صحابي پيامبرگرامي اسلام (ص ) كه روايات و احاديثي درباره حضرت مهدي از آن بزرگوار نقل كرده اند و همچنين نام علمايي كه قائل به تواتر اخبار در مورد امام مهدي هستند را آورده است.از جمله امور و حوادثي كه در آينده به وقوع پيوسته و در آخرالزمان به هنگام نزول حضرت عيسي عليه السلام از آسمان به سوي زمين تحقق پيدا مي كند خروج مردي از اهل بيت نبوت از اولاد علي بن ابي طالب (2 ) (رضي الله عنه ) است كه اسم ايشان مطابق اسم جد بزرگوارش حضرت رسول اكرم (ص ) است اجمال عناوين به اين ترتيب است:
محب آل الله | -
از نشانه هاى پيش از ظهور حضرت، گرسنگى ذكر شده است. محمد بن مسلم مى گوید: از امام صادق علیه السلام شنيدم كه فرمود: پيش از ظهور حضرت قائم علیه السلام از سوى خداوند براى مؤمنان نشانه هايى است .
گفتم: خدا مرا فداى توگرداند، آن نشانه ها كدام است؟
فرمود: آن ها همان گفته خداوند است كه فرمود: و لبنونکم بشی ء من الخوف والجوع ونقص من الاموال والانفس والثمرات وبشر الصابرین (1) وشما مؤمنان را به چيزى از ترس وگرسنگى وكمى دارايى ها وجان ها وميوه ها مى آزماييم، پس صابران را مژده ده .
آنگاه فرمود: خداوند مؤمنان را به سبب ترس از پادشاهان بنى فلان در دوران پايانى حكومت شان مى آزمايد ومراد ازگرسنگى، گرانى قيمت ها ست. سوره بقره / آیه ۱۵۵

محب آل الله | -
در غاية المرام از طريق عامّه از امير المؤمنينعليه السلام روايت است كه فرمود: رسول خداصلى الله عليه وآله فرمود: من آورنده (و رساننده ) شما به حوض (كوثر )هستم و تو اى على(ع) ساقى هستى و حسن حمايت كننده، و حسين فرمان دهنده، و على بن الحسين تقسيم كننده، و محمد بن على نشر دهنده، و جعفر بن محمد بسيج كننده، و موسى بن جعفر شمارنده محبان و مبغضان و بازدارنده منافقان، و على بن موسى زينتبخش مؤمنين، و محمد بن على فرود آورنده اهل بهشت به منزلگاههايشان و درجاتشان، و على بن محمد خطيب و سخنور شيعيانش و تزويج كننده آنها با حور العين، و حسن بن على چراغ اهل بهشت است كه از آن روشنى مىگيرند، و مهدى شفاعت كننده آنها است روز قيامت، روزى كه خداوند اجازه نمىدهد شفاعت را جز به كسى كه شفاعت او را بخواهد و به او راضى باشد. (غاية المرام: 692)
مىگويم: سرّ اينكه شفاعت به مولاى ما حضرت حجّتعليه السلام اختصاص داده شده - با اينكه همه آنهاعليهم السلام روز قيامت شفيع هستند - اين است كه: شفاعت ايشان شامل كسانى كه منكر مولاى ما صاحب الزمان باشند نمىگردد. (پس براى آنها نه شفاعتكنندهاى هست و نه دوست دلسوز و صميمى) (مضمون آيه 101 سوره شعراء) فَما لَنا مِنْ شافِعِينَ وَلا صِدِّيقٍ حَمِيمٍ) هرچند كه به امامت ساير امامانعليهم السلام معتقد باشند. به همين جهت است كه در حديثى در كمال الدين از امام صادقعليه السلام روايت شده كه فرمود: هر كس به امامت پدران و فرزندانم اقرار داشته باشد ولى مهدى از فرزندان مرا انكار نمايد، مانند آن است كه به همه پيغمبران اقرار و اعتقاد داشته باشد و محمدصلى الله عليه وآله را انكار كند. (كمال الدين: 338/2) http://www.montazar.net
محب آل الله | -

















