اذا جادت الدنيا عليك فجد بها على الناس طرا انها تتقلب فلا الجود يفنيها اذا هى اقبلت و لا البخل يبقيها اذا هى تذهب (على عليه السلام)
سخاوت از طبع كريم خيزد و محبت و جاذبه را ميان افراد اجتماع برقرار ميسازد،شخص سخى هر عيبى داشته باشد در انظار عموم مورد محبت است.
على عليه السلام در سخاوت مشهور و كعبه آمال مستمندان و بيچارگان بود هر كسى را فقر و نيازى ميرسيد دستحاجت پيش على عليه السلام مىبرد و آنحضرت با نجابت و اصالتى كه در فطرت او بود حاضر نميشد آبروى سائل ريخته شود.
حارث حمدانى دست نياز پيش على عليه السلام برد،حضرت فرمود آيا مرا شايسته پرسش دانستهاى؟
عرض كرد بلى يا امير المؤمنين،على عليه السلام فورا چراغ را خاموش كرد و گفت اين عمل براى آن كردم كه ترا در اظهار مطلب خفت و شكستى نباشد.
روزى مستمندى به على عليه السلام وارد شد و وجهى تقاضا كرد،على عليه السلام به عامل خود فرمود او را هزار دينار بدهد عامل پرسيد از طلا باشد يا نقره؟فرمود براى من فرقى ندارد هر كدام كه بدرد حاجتمند بيشتر ميخورد از آن بده.
معاويه كه دشمن سرسخت آنحضرت بود روزى از يكى پرسيد:از كجا مى آيى؟
*** بقیه در ادامه مطلب ***

محب آل الله | -
ديدگاه امام على عليه السلام درباره سعادت را ميتوان نوعى تفسير غايت جامع دانست؛ زيرا از ديدگاه امام، سعادت داراى مؤلفههاى مختلف و متفاوتى هست که داراى ارزش استقلالى است؛ به طورى که فقدان هر يک از اين مؤلفه ها به سعادت آدمى آسيب ميرساند.
سعادت يا نيکبختي، نامى است که معمولا انسانها به مطلوب نهايى خود ميدهند؛ اما به رغم توافقى که در ناميدن مطلوب نهايى به سعادت دارند، در تعريف آن بر عقيده نيستند. به گفته ارسطو، گروهى آن را لذت و کامجويى ميپندارند و گروهى شرف و حرمت اجتماعي، و حکيمان را نظر پردازى و انديشيدن به واقعيت هاى غايى ميدانند.
افزون بر اين، گاهى يک شخص، ديدگاههاى مختلفى درباره سعادت مييابد؛ مثلاً هنگام بيماري، سعادت را سلامتي، هنگام فقر و تنگدستى آن را پول و ثروت و... ميداند. اما دشوارى شناخت سعادت، نبايد از تلاش براى درک آن باز دارد؛ زيرا هر اقدامى بدون آن مانند تير اندازى در تاريکى است، که در آن اميدى به اصابت نيست.
از مسائل مهم و بحث انگيز درباره سعادت، در فلسفه اخلاق جديد به ويژه در بحث از نظريه ارسطويى سعادت، موضوع بسيط يا مرکب بودن آن است.
ابتدا ويليام هاردى از دو اصطلاح "غايت جامع" و "غايت غالب" براى اشاره به اين موضوع بهره گرفت. براساس تفسير "غايت جامع" سعادت مفهومى است که بيش از يک مؤلفه دارد که هر کدام به استقلال، سازنده آنند.
ولى بر اساس تفسير "غايت غالب" تنها يک چيز است که سعادت را ميآفرينند و هر چيز ديگرى هم که به نام سعادت خوانده شود، مقدمه يا وسيله اى است که ما را به آن مؤلفه بسيط ميرساند؛ ولى خود سزاوار عنوان سعادت نيست.
برخى از شارحان ارسطو، وى را معتقد به تفسير "غايت غالب" ميدانند و ميگويند: "سعادت از نظر ارسطو فقط در نظر پردازى و شهود حقايق عالم هستى است و حتى فضيلتهاى اخلاقى هم براى کمک به آن داراى ارزش هستند."
*** بقیه در ادامه مطلب ***

محب آل الله | -
طبرى در تاريخ و ابو الفرج اصفهانى در مقاتل الطالبيين وصيت نامه امير مؤمنان (ع) را ذکر کردهاند.اين وصيت نامه چنين است:
«بسم الله الرحمن الرحيم. اين وصيت نامه على بن ابيطالب است.گواهى مىدهد که معبودى جز خداى بى شريک نيست و محمد بنده و پيامبر اوست که وى را با هدايت و آيين حق فرستاد که بر همه دينها چيرگى دهد اگر چه مشرکان آن را ناخوش دارند.نماز و عبادت و زندگى و مرگ من براى خداى بىشريک، پروردگار جهانيان است.چنين مامور شدهام و من از مسلمانانم.شما دو تن (حسن و حسين (ع) ) را به تقواى الهى سفارش مىکنم.در جستوجوى دنيا نباشيد اگر چه دنيا در جستوجوى شما باشد.و بر چيزى از دنيا که از دستشما مىرود دريغ مخوريد.جز حق مگوييد و براى پاداش کار کنيد (براى آخرت کار کنيد.) دشمن ستمگر و ياور مظلوم و ستمديده باشيد.شما دو تن و همه فرزندان و خانوادهام و هر کس را که اين وصيتنامه من به دست او مىرسد به تقواى الهى و رعايت نظم در کارها و اصلاح ميان خودتان سفارش مىکنم.زيرا از رسول خدا (ص) شنيدم که مىفرمود: اصلاح ميان مردم برتر از تمام نماز و روزه است و دشمنى مکنيد که باعث زوال دين است.و نيرويى نيست مگر به استعانتخدا.به خويشاوندان خود بنگريد.پس با آنها رفت و آمد کنيد که خداوند محاسبه را بر شما سبک مىکند.خدا را، خدا را در مورد يتيمان رعايت کنيد.گرسنهشان نگه نداريد و در محضر شما در رنج و خوارى نيفتند.زيرا از رسول خدا (ص) شنيدم که مىفرمود: هر کس يتيمى را سرپرستى کند تا بىنياز شود خداوند بهشت را براى او واجب مىگرداند.چنان که اگر کسى مال يتيمى را بخورد، جهنم را بر او واجب مىکند.خدا را، خدا را در مورد قرآن منظور داريد تا مبادا ديگران در عمل بدان از شما پيشى نگيرند.خدا را، خدا را در مورد همسايگانتان پيش نظر آوريد که سفارش شدگان پيامبرتان هستند.او همواره رعايت آنان را به ما سفارش مىکرد تا آنجا که ما گمان برديم براى همسايه ارث مقرر خواهد شد.خدا را، خدا را درباره خانه پروردگارتان منظور داريد.پس تا زمانى که باقى هستيد نبايد از وجود شما خالى باشد که اگر متروک شود نتوانيد همتايى براى آن قرار دهيد.و کوچکترين چيز براى کسى که از آن بازگردد، آمرزش تمام گناهانى است که پيش از آن مرتکب شده بود.خدا را خدا را درباره نماز رعايت کنيد که آن بهترين کردارها و ستون دين شماست.خدا را خدا را درباره زکات پيش چشم آوريد که آن خشم پروردگارتان را فرومىنشاند.خدا را خدا را درباره جهاد در راه خدا با مالها و جانهايتان منظور داريد.جز اين نيست که دو تن در راه خدا جهاد مىکنند. پيشواى هدايت کننده و کسى که مطيع او و پيرو هدايت اوست.خدا را، خدا را درباره ذريه پيامبرتان (ص) رعايت کنيد و مبادا پيش روى شما به آنان ستم کنند.خدا را، خدا را در مورد ياران پيامبرتان (ص) منظور داريد کسانى که بدعتى از آنان سر نزده و بدعتگذارى را پناه ندادهاند.زيرا رسول خداى بدانان سفارش کرده و بدعتگذاران آنان و غير آنان و پناهدهندگان به آنان را لعنت فرموده است.خدا را، خدا را در مورد مستمندان و مسکينان پيش چشم آوريد.پس آنان را در زندگى خود سهيم کنيد.و خدا را، خدا را در مورد زنان و کنيزان خود رعايت کنيد.زيرا آخرين چيزى که رسول خدا (ص) بدان سفارش کرد اين بود که فرمود: شما را به رعايت دو دسته سفارش مىکنم.زنان و کنيزان.سپس فرمود: نماز.نماز.در راه خدا از سرزنش سرزنشگرى بيم مداريد.خداوند شما را از شر کسانى که بر ضد شمايند، کفايت کند.با مردم به نيکويى سخن بگوييد چنان که خداوند شما را بدان فرموده است.و امر به معروف و نهى از منکر را کنار مگذاريد که در اين صورت خداوند بدان شما را بر شما حاکم کند.آنگاه دعا مىکنيد ولى به استجابت نمىرسد.بر شما باد دوستى و بخشندگى و از جدايى و دشمنى و پراکندگى برحذر باشيد.در کار نيک و پرهيزگارى يار همديگر باشيد و بر گناه و ستم همدلى مکنيد.پرواى خدا پيشه کنيد که خدا سخت مجازات است.خداوند دودمان شما را حفظ کند و پيغمبر را در ميان شما برجاى دارد و شما را به خدا مىسپارم که بهترين نگهدارنده است.و سلام و رحمت و برکات الهى را بر شما مىخوانم».
*** بقیه در ادامه مطلب ***

محب آل الله | -
طبرى در تاريخ و ابو الفرج اصفهانى در مقاتل الطالبيين وصيت نامه امير مؤمنان (ع) را ذکر کردهاند.اين وصيت نامه چنين است:
«بسم الله الرحمن الرحيم. اين وصيت نامه على بن ابيطالب است.گواهى مىدهد که معبودى جز خداى بى شريک نيست و محمد بنده و پيامبر اوست که وى را با هدايت و آيين حق فرستاد که بر همه دينها چيرگى دهد اگر چه مشرکان آن را ناخوش دارند.نماز و عبادت و زندگى و مرگ من براى خداى بىشريک، پروردگار جهانيان است.چنين مامور شدهام و من از مسلمانانم.شما دو تن (حسن و حسين (ع) ) را به تقواى الهى سفارش مىکنم.در جستوجوى دنيا نباشيد اگر چه دنيا در جستوجوى شما باشد.و بر چيزى از دنيا که از دستشما مىرود دريغ مخوريد.جز حق مگوييد و براى پاداش کار کنيد (براى آخرت کار کنيد.) دشمن ستمگر و ياور مظلوم و ستمديده باشيد.شما دو تن و همه فرزندان و خانوادهام و هر کس را که اين وصيتنامه من به دست او مىرسد به تقواى الهى و رعايت نظم در کارها و اصلاح ميان خودتان سفارش مىکنم.زيرا از رسول خدا (ص) شنيدم که مىفرمود: اصلاح ميان مردم برتر از تمام نماز و روزه است و دشمنى مکنيد که باعث زوال دين است.و نيرويى نيست مگر به استعانتخدا.به خويشاوندان خود بنگريد.پس با آنها رفت و آمد کنيد که خداوند محاسبه را بر شما سبک مىکند.خدا را، خدا را در مورد يتيمان رعايت کنيد.گرسنهشان نگه نداريد و در محضر شما در رنج و خوارى نيفتند.زيرا از رسول خدا (ص) شنيدم که مىفرمود: هر کس يتيمى را سرپرستى کند تا بىنياز شود خداوند بهشت را براى او واجب مىگرداند.چنان که اگر کسى مال يتيمى را بخورد،
محب آل الله | -
در اين نوشته در پى آنيم كه تمامى توجيهات و عذرهاى اهل سنت در نپذيرفتن حديث غدير به عنوان يكى از نصوص امامت و خلافت بلافصل على(ع) را بررسى كنيم و منصفانه به قضاوت بنشينيم كه آيا اين حديث چنانكه شيعه مدعى است دليل خلافت على(ع) است يا نه؟
در ابتداى بحث شايسته است اين نكته را يادآور شويم كه اگر دانشمندان همه فِرق با پذيرفتن اصل اساسى وحدت، درباره مسائل اصلى يا فرعى، اعتقادى يا فقهى به بحث علمى بپردازند، نه تنها دلها از يكديگر گريزان نمى شود، بلكه به همديگر نزديك خواهد شد و اين يكى از راههاى صحيح تقريب بين مذاهب اسلامى است.
اينك گزارش كوتاهى از چند كتاب روايى درباره حديث غدير بيان مى كنيم و سپس به بحث درباره حديث و بيان نظريات و نقد آنها مى پردازيم. امام احمد حنبل در «مسند»ش آورده است:
حدثنا عبداللّه، حدثنى ابى، ثنا عفان، ثنا حماد بن سلمه، أنا على بن زيد، عن عدى بن ثابت، عن البراء بن عازب، قال:
كنّا مع رسول اللّه ـ صلى اللّه عليه وآله ـ فى سفر فنزلنا بغدير خم فنودى فينا: الصلاة جامعة، وكسح لرسول اللّه ـ صلى اللّه عليه وآله ـ تحت شجرتين فصلى الظهر واخذ بيد علىٍ ـ رضى اللّه عنه ـ فقال:
ألستم تعلمون انى اولى بكل مؤمن من نفسه؟ قالوا: بلى، قال فأخذ بيد علي فقال: من كنت مولاه فعلىّ مولاه اللّهم وال من والاه وعاد من عاداه. قال فلقيه عمر بعد ذلك فقال له: هنيئاً يا ابن ابى طالب اصبحت و أمسيت مولى كل مؤمن و مؤمنة؛1

محب آل الله | -
سپاس خداى را كه مرا گرامى داشت به شناختن او و شناختن رسولش و آنكس كه
واجب است بر من طاعتش از مهر او بر من و تفضل از او بر من و منت نهاد بر من
به ايمان حمد خدا را كه داخل كرد مرا به حرم برادر رسولش و نمودش به در عافيت
حمد خدا را كه قرارم داد از زائرين قبر وصى رسولش گواهى مىدهم كه نيست معبودى
جز خدا يگانه است و شريك ندارد و گواهم كه حضرت محمد بنده او و رسول اوست
آمده به حق از طرف خدا و گواهم به اينكه على عليه السلام بنده خداست و برادر
رسول خدا خدا بزرگتر است خدا بزرگتر است خدا بزرگتر است نيست معبودى جز خدا
و خدا بزرگتر است و سپاس خدا را بر رهبرى او و توفيق او بر آن چه دعوت كند از
راه خود خداى براستى تو بهترين مقصود و كريمتر وارد پذيرى و من به تو وارد شدم و
تقرب جويم به تو به پيغمبرت پيامبر رحمت و به برادرش اميرالمؤمنان على فرزند
ابيطالب بر آنان درود و رحمت فرست بر محمد و آل محمد و بيهوده مكن كوشش مرا و
نظر كن به من نظر مهربانى كه مرا فراگيرى بدان و قرار بده نزد خودت آبرومند در دنيا و آخرت و از نزديكان
درود فرست بر رسول خدا امين خدا بر وحى او و بر تصميمات فرمانش خانم آنچه
پيش بوده و آغاز آنچه بيايد و مسلط بر آنها همه و رحمت خدا و بركات او درود
بر صاحب سكينه و وقار درود بر شخص مدفون در مدينه درود بر پيغمبر منصور و مؤيد
به وحى درود بر ابىالقاسم محمد بن عبدالله و رحمت خدا و بركات خدا بر او گواهى
مىدهم كه نيست معبودى جز خداى يگانه شريك و انباز ندارد و گواهم كه محمد بنده
و فرستاده اوست حق را آورده از نزد او و تصديق رسولان كرد درود بر تو اى رسول
خدا درود بر تو اى حبيب خدا و برگزيده او بر خلقش درود بر اميرمؤمنان
بنده خدا و برادر رسول خدا اى مولايم اى اميرمؤمنان بنده تو و زاده بندهات و
زاده كنيزت نزد تو آمد پناهنده به عهد توست آهنگ حرم تو كردم روى آورده به
سوى مقام تو متوسل بدرگاه خداى تعالى آيا داخل شوم اى مولاى من آيا داخل شوم اى
اميرالمؤمنين آيا داخل شوم اى حجت خداى آيا داخل شوم اى امين خدا آيا داخل شوم
اى فرشتگان خدا مقيم در اين زيارتگاه اى مولاى من آيا اجازه دخول به من مىدهى به
بهترين وجهى كه به يكى از دوستانت اجازه دادى اگر من لياقت آن را ندارم تو اهليت آن را دارى.
به نام خدا و به ذات خدا و در راه خدا و بر ملت رسول خدا درود و رحمت خدا بر
او و بر آل او خدايا بيامرز مرا و رحم كن مرا و توبهام را بپذير زيرا تو توبهپذير و مهربانى
درود از جانب خدا بر محمد رسول خدا امين خدا بر وحى او و رسالتش و تصميمات
كارش و معدن وحى و تنزيل و خاتم گذشته و گشايش و آغاز آنچه بيايد و مسلط بر
آنها همه گواه بر خلق چراغ تابان و درود بر او و رحمت خدا و بركاتش خدايا درود
فرست بر محمد و خاندان مظلومش برتر و كاملتر و بلندتر و شريفتر از آنچه رحمت
فرستادى بر يكى از پيغمبران و رسولانت و برگزيدگانت خدايا درود فرست بر
اميرمؤمنان بنده تو و بهتر خلقت پس از پيغمبرت و برادر رسولت و وصى حبيب تو
كه برگزيدى او را بر خلقت و راهنماى بر كسى كه مبعوثش كردى برسالتت و جزابخش
قيامت به عدلت و فصل محاكماتت ميان خلقت و درود بر او و رحمت خدا و بركاتش
خدايا درود فرست بر امامات از فرزندانش كارگزاران به فرمانت بعد از او
پاكانى كه پسنديدى آنها را ياوران براى دينت و حافظان سر تو و گواهان بر خلقت
و نشانههائى بر بندگانت صلوات تو بر آنان درود بر اميرمؤمنان على فرزند
ابيطالب وصى رسول خدا و جانشين او و بپادارنده دستور او بعد از او سيد اوصياء و
رحمت خدا و بركات او درود بر فاطمه دختر رسول خدا رحمت خدا بر او و بر آل او
بانوى زنان جهان درود بر حسن و حسين دو آقاى جوانان اهل بهشت از همه خلق درود
بر امامان رهبر درود بر پيغمبران و رسولان درود بر امامان سپرده شده نزد آنها
درود بر مخصوصان خدا از ميان خلقش درود بر نكتهشناسان و دقيقنظران درود بر
مؤمنان كه قيام به امر او نمودند و پشتيبانى كردند دوستان خدا را و با ترس آنها
نيز ترسيدند درود بر فرشتگان مقرب درود بر ما و بر بندگان شايسته خدا
درود بر تو اى اميرمؤمنان درود بر تو اى دوست خدا درود بر تو اى برگزيده خدا
درود بر تو اى ولى خدا درود بر تو اى حجت خدا درود بر تو اى پيشواى هدايت درود
بر تو اى نشانه پرهيزكارى درود بر تو اى وصى خوشرفتار با تقوى پاك و وفادار
درود بر تو اى پدر حسن و حسين درود بر تو اى پايه دين درود بر تو اى آقا و سيد
اوصياء و امين پروردگار جهانيان و جزاء دهنده روز جزاء و بهترين مؤمنان و آقاى
صديقان و برگزيده از نژاد پيغمبران و در حكمت پروردگار جهانيان و خزينهدار وحى
او و گنجينه دانش او و خيرخواه امت پيغمبرش و تالى رسولش و فداكار با جانش
و سخنور به حجتش و دعوت كننده به شريعتش و گذرنده بر روشش خدايا من گواهم
كه او تبليغ كرد از طرف رسول خدا آنچه در عهده اوست و رعايت كرد آنچه حفظ او
بود و حفظ كرد هر چه به او سپرده بود و حلال داشت حلال تو را و حرام داشت حرام
تو را و بپا داشت احكام تو را و جهاد كرد با پيمانشكنان در راه تو و نيز با
زورگويان و عدول كنندگان در حكمت و جهندهگان از دستورت بردبار و صلاحجو و نگيرد
او را يعنى تحت تأثير واقع نگرديد درباره تو سرزنش سرزنشكنندگان خدايا رحمت
فرست بر او بهترين رحمتيكه فرستادى بر يكى از دوستانت و برگزيدگانت و اوصياى
پيغمبرانت خدايا اين قبر ولى توست كه واجب كردى اطاعتش را و نهادى در گردن
بندگانت بيعتش را و خليفه توست كه بوسيله او بستانى و عطا كنى و به سبب او
پاداش دهى و يا كيفر دهى و براستى من قصد او كردم به طمع آنچه آماده كردى براى
دوستانت و به حق قدر عظيم او نزد تو و آن موفقيت ارجمنديكه در پيشگاهت دارد و
قرب منزلتش از تو خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد و انجام ده با من آنچه
تو اهل آنى زيرا تو اهل كرم و جودى و درود بر تو اى مولايم و بر دو هم قبرت آدم و نوح و رحمت خدا وبركاتاو اى مولاى من بدرگاه تو درود من است و به تو توسل جويم به سوى پروردگارم در رسيدن
به مقصودم و گواهم كه متوسل به تو دست خالى نيست و جوينده به تو از روى معرفت
برنگردد جز با برآمدن حاجتش پس باش شفيع من به سوى خدا پروردگار تو و من در
برآمدن حاجتم و ميسر بودن كارهايم و برطرف كردن سختيم و آمرزش گناهم و توسعه
روزيم و درازى عمرم و عطا كردم درخواستم درباره دنيا و آخرت من خدايا لعنت كن
كشندگان امامان و عذابشان نما عذابى دردناك كه عذاب نكردى احدى را از عالميان
عذاب بسيار كه دنباله آن قطع نگردد و موعد و نهايتى ندارد به جهت آنكه ستيزه
كردند با اولياى امر تو و آماده كن براى آنها عذابى كه وارد نكردى آن را به احدى
از خلقت خدايا داخل نما بر قاتلان انصار رسولت و بر قاتلان اميرمؤمنان و بر
قاتلان حسن و حسين و قاتلان انصار حسن و حسين و بر قاتلان هر كه كشته شده است براى
ولايت آل محمد همه عذابى دردناك و چندان در پايينترين طبقه جهنم تخفيف نشود از
آنان عذاب و آنان در آن اندر باشند ملعون و سر بزير در نزد پروردگارشان به ديده
خود ببينند پشيمانى و رسوايى طولانى براى كشتار خاندان پيغمبران و رسولانت و
پيروانشان از بندگان شايستهات خدايا لعنتشان كن در اعماق نهان و آشكار عيان در
زمين و آسمانت خداى قرار بده براى من گام صادقانه در مورد دوستانت و محبوب كن
نزد من زيارتگاه آنها را و قرارگاه آنها را تا برسانى مرا به ايشان و بگردانى
مرا از پيروانشان در دنيا و آخرت اى مهربانترين مهربانان
درود بر تو اى ابا عبدالله درود بر تو اى فرزند رسول خدا درود بر تو اى پسر
اميرمؤمنان درود بر تو اى فرزند فاطمة زهرا بانوى زنان جهانيان درود بر تو اى
پدر امامان رهبر هدايت شده درود بر تو اى كشته اشكريزان درود بر تو اى صاحب
مصيبت و سوگوارى مرتب درود بر تو و بر جد و پدرت درود بر تو و بر مادرت و
برادرت درود بر تو و بر امامان از نژادت و فرزندانت گواهم كه خدا خاك را به
تو خوشبو كرد و قرآن را به وسيله تو توضيح داد و قرار داد تو را و پدرت و
برادرت و فرزندانت را عبرت و پند براى صاحبان خرد اى زاده با ميمنتها پاكيزه
قرآن خوان و توجه دادم سلام خودم را به سوى تو صلوات خدا و درود او بر تو و قرار
داد دلهاى مردم را هواخواه تو نااميد نشد هر كه به تو تمسك جست و به تو پناه برد
درود بر پدر امامان و دوست نبوت و مخصوص به اخوت درود به يعسوب دين و ايمان
و كلمه رحمان درود بر ميزان اعمال و زير و رو كننده احوال و شمشير خداى ذوالجلال
و ساقى سلسبيل زلال درود بر صالح مؤمنان و وارث دانش پيغمبران و حاكم روز جزا
درود بر درخت تقوى و شنواى نهان و رازگويى درود بر حجت خدا كه رسا است و
نعمت شايانش عذاب و نقمت كوبندهاش درود بر راه روشن و اختر تابنده و امام
خيرخواه و فتيله نورزا (مشعل تابان) و رحمت خدا و بركاتش خداى درود فرست بر
اميرمؤمنان على فرزند ابيطالب برادر پيغمبرت و ولى او و ياور او و وصى او و
وزير او و سپردهدار علم او و جايگاه راز او و در حكمتش و گوياى حجت او و دعوت
كننده به شريعتش و خليفه او در امتش و گشايشدهنده گرفتارى از برابرش و
شكننده پشت كافران و خاكمال كننده بينى فاجران آنكه او را نسبت به پيغمبرت
به منزله هارون از موسى قرار دادى خدايا دوست بدار دوستدارش را و دشمن دار كسى
كه دشمنش دارد و يارى كن يارش را و واگذار هر كه واگذاردش و لعن كن هر كه
برابرش بايستد از اولين و آخرين و رحمت فرست بر او بهتر آنچه رحمت نمودى بر يكى از اوصياء پيغمبرانت اى پروردگار جهانيان درود بر تو اى برگزيده خدا درود بر تو اى حبيب خدا درود بر تو اى پيغمبر خدا
درود بر تو اى امين خدا درود بر تو اى خليفه خدا در روى زمين درود بر تو اى پدر
بشر درود بر تو و بر جان و تنت و بر فرزندان پاكت و نژادت و رحمت خدا بر تو
رحمتى كه نتواند شمرد آن را جز او و رحمت خدا و بركات او درود بر تو اى پيغمبر خدا درود بر تو اى برگزيده خدا درود بر تو اى ولى خدا درود بر تو اى حبيب خدا درود بر تو اى بزرگ رسولان درود بر تو اى امين خدا در روى زمين صلوات خدا و درودش بر تو و بر جان و بر بدن تو و بر پاكان از فرزندان تو و رحمت خدا و بركاتش

محب آل الله | -
جاى گفت وگو نيست كه رحلت پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله و سلم جامعه اسلامى وخاندان رسالت را با بحران عجيبى روبرو ساخت وهرلحظه بيم آن مىرفت كه آتش جنگ داخلى ميان مسلمانان بر سر موضوع خلافت وفرمانروايى شعله ور شود وسرانجام جامعه اسلامى به انحلال گرايد وقبايل عرب تازه مسلمان به عصر جاهليت وبت پرستى بازگردند. نهضت اسلام، نهضت جوان ونهال نوبنيادى بود كه هنوز ريشههاى آن در دلها رسوخ نكرده واكثريت قابل ملاحظهاى از مردم آن را از صميم دل نپذيرفته بودند.
هنوز حضرت على -عليه السلام وبسيارى از ياران با وفاى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم، از تغسيل وتدفين پيامبر فارغ نشده بودند كه دو گروه از اصحاب مدعى خلافتشدند وجار وجنجال بسيارى به راه انداختند. اين دو گروه عبارت بودند از:
1- انصار، به ويژه تيره خزرج، كه پيش از مهاجران در محلى به نام سقيفه بنى ساعده دور هم گرد آمدند وتصميم گرفتند كه زمام كار را به سعد بن عباده رئيس خزرجيان بسپارند واو را جانشين پيامبر سازند.ولى چون در ميان تيرههاى انصار وحدت كلمه نبود وهنوز كينههاى ديرينه ميان قبايل انصار، مخصوصا تيرههاى اوس وخزرج، به كلى فراموش نشده بود، جبهه انصار در صحنه مبارزه با مخالفت داخلى روبرو شد واوسيان با پيشوايى سعد كه از خزرج بود مخالفت نمودند ونه تنها او را در اين راه يارى نكردند بلكه ابراز تمايل كردند كه زمام كار را فردى از مهاجران به دستبگيرد.
2- مهاجران ودرراس آنان ابوبكر وهمفكران او.اين گروه، با اينكه در انجمن سقيفه در اقليت كامل بودند، ولى به علتى كه اشاره شد توانستند آرايى براى ابوبكر گرد آورند وسرانجام پيروزمندانه از انجمن سقيفه بيرون آيند ودر نيمه راه تا مسجد نيز آراء وطرفدارانى پيدا كنند وابوبكر، به عنوان خليفه پيامبر، بر منبر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم قرار گيرد ومردم را براى بيعت واطاعت دعوت كند.
3- مسئله خلافت
*** بقیه در ادامه مطلب ***

محب آل الله | -
سخن گفتن و نوشتن در بارهى على (ع) سخت دشوار است؛ زيرا اقيانوس فضايل بزرگى چون او را كه جامعالاضدادش خواندهاند، نتوان با بياني الكن و بضاعتى مزجات، تشريح كرد و به قول ابن ابيالحديد معتزلي« چه بگويم در بارهى بزرگمردى كه هر فضيلت به او باز ميگردد و هر فرقه به او پايان ميپذيرد و هر طايفه او را به خود مى كشد. او سالار همهى فضايل و سرچشمهى آن و يگانه مرد و پيشتاز عرصهى آنها است. رطل گران همهى فضيلتها او راست و هر كس پس از او در هر فضيلتي، درخششى پيدا كرده است، از او پرتو گرفته است و از او پيروي كرده و در راه او گام نهاده است
كتاب فضل تو را آب بحر كافى نيست كه تر كنم سر انگشت و صفحه بشمارم
ولي به مصداق سخن مولوي:
«آب دريا را اگر نتوان كشيد هم به قدر تشنگى بايد چشيد»
ميخواهم رشحاتى از سيرهى عملى آن حضرت را تقديم علاقهمندان آن حضرت كنم تا انشاءالله تذكرى براى خودم و شيفتگان آن حضرت باشد، شايد كه رفتار آن حضرت را راهنماى عمل خود در زندگى قرار دهيم.قبل از شروع در بحث، ميلاد مسعود مولاى متقيان اميرالمؤمنين علي(ع) را به تمامى شيفتگان فضائل انسانى و مسلمانان جهان به ويژه شيعيان آن حضرت كه افتخار پيروى از آن رادمرد تاريخ بشرى را دارند، تبريك عرض ميكنم و از درگاه حضرت احديت مسألت دارم كه به همهى ما توفيق اهتداى به هدايتهاى آن حضرت را عنايت فرمايد. گوشههايي از فضائل و سيره عملى آن حضرت بدين شرح است:
*** ادامه مطلب ***

محب آل الله | -
بیشتر ما ها از خطبه غدیر فقط عبارت : ( من کنت مولاه فهذا علی مولاه )را شنیده ایم و از آن اطلاع داریم .حال اگر این خطبه را مشاهده کنید می بینید که حدود 50 صفحه می باشد و در آن عبارات زیادی که ولایت علی علیه السلام را ثابت کند وجود دارد مانند این که پیامبر اکرم صلوات الله علیه فرموده اند : این علی که من دست او را گرفته ام و در مقابل شما قرار دارد بعد از من ولی شما می باشد و ...
و اگر کاری به این مطلب نداشته باشیم دلیل محکم تری وجود دارد که این گونه می باشد :
در خطبه غدیر که بسیاری از علمای اهل سنت بر آن سند محکمی قرار داده اند آیه ای از قرآن کریم آمده که می فرماید : ( یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیه من ربک ... ) که اگر تاریخ این آیه را ببینید می فهمید که در اواخر عمر پیامبر اعظم صلوات الله علیه نازل شده است و آنگاه این سؤال پیش می آید که :
آیا رسول گرامی اسلام از زمانی که مبعوث شده اند تا کنون رسالت خود را انجام نداده اند ؟
و این جاست که علمای اهل سنت جوابی برای این سؤال نمی توانند پیدا کنند ...
عید سعید غدیر خم بر همگان مبارک باد

محب آل الله | -
















