![]() |
![]() |
|
| اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن عدوهم |
|
نرم افزار الغوث ورژن 9.6 نرم افزار الغوث نسخه 09.6. در بهمن ماه 1386 به منظور گسترش فرهنگ استفاده از ادعيه و نيز دستيابي آسان به دعاها در قالب نرم افزار تلفن همراه و موبايل ساخته شده است. اين نرم افزار موبايل شامل دعاهاي كميل، توسل، سمات، عهد، ندبه، زيارت عاشورا، زيارت آل ياسين، زيارت حضرت عباس (ع)، مناجات اميرالمؤمنين (ع) و آية الكرسي به همراه صدا مي باشد. اين نرم افزار موبايل داراي امكاناتي مثل مرور خطي و صفحه اي خودكار، امكان تنظيم زمان مرور خطي و صفحه اي خودكار، امكان تنظيم بارگذاري يا عدم بارگذاري صدا براي هر دعا مي باشد. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط محب آل الله |
|
|
این دانلود را برای اونهایی که از داغ کربلا دارند می سوزند گذاشتم ( در ضمن این مداحی همنیه که داره روی صفحه وبلاگ پخش میشه )
|
||||
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط محب آل الله |
|
|
دانلود مولودی از حضرت معصومه علیها سلام
|
||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط محب آل الله |
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط محب آل الله |
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط محب آل الله |
|
|
در كشور مصر، شخصى زندگى مى كرد به نام عبدالملك، كه چون پسرش عبدالله نام داشت، او را ابوعبدالله (پدر عبدالله ) مى خواندند، عبدالملك منكر خدا بود، و اعتقاد داشت كه جهان هستى خودبه خود آفريده شده است، او شنيده بود كه امام شيعيان، حضرت صادق (ع ) در مدينه زندگى مى كند، به مدينه مسافرت كرد، به اين قصد تا درباره خدايابى و خداشناسى، با امام صادق (ع )مناظره كند وقتى كه به مدينه رسيد و از امام صادق (ع ) سراغ گرفت، به او گفتند: امام صادق (ع ) براى انجام مراسم حج به مكه رفته است، او به مكه رهسپار شد، كنار كعبه رفت ديد امامصادق (ع ) مشغول طواف كعبه است، وارد صفوف طواف كنندگان گرديد، (و از روى عناد) به امام صادق (ع ) تنه زد، امام با كمال ملايمت به او فرمود: نامت چيست؟ او گفت : عبدالملك (بنده سلطان ) امام : كنيه تو چيست؟ عبدالملك : ابو عبدالله (پدر بنده خدا). امام : اين ملكى كه (يعنى اين حكم فرمائى كه ) تو بنده او هستى (چنانكه از نامت چنين فهميده مى شود) از حاكمان زمين است يا از حاكمان آسمان؟ وانگهى (مطابق كنيه تو) پسر تو بنده خداست، بگو بدانم او بنده خداى آسمان است، يا بنده خداى زمين؟ هر پاسخى بدهى محكوم مى گردى. عبدالملك چيزى نگفت، هشام بن حكم، شاگرد دانشمند امام صادق (ع ) در آنجا حاضر بود، به عبدالملك گفت : چرا پاسخ امام را نمى دهى؟ عبدالملك از سخن هشام بدش آمد، و قيافه اش درهم شد. امام صادق (ع ) با كمال ملايمت به عبدالملك گفت : صبر كن تا طواف من تمام شود، بعد از طواف نزد من بيا تا با هم گفتگو كنيم، هنگامى كه امام از طواف فارغ شد، او نزد امام آمد و در برابرش نشست، گروهى از شاگردان امام (ع )] نيز حاضر بودند، آنگاه بين امام و او اين گونه مناظره شروع شد: *** بقیه در ادامه مطلب ***
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط محب آل الله |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ای پادشه خوبان
داد از غم تنهایی دل بی تو به جان آمد وقت است که باز آیی |
|
RSS
|