![]() |
![]() |
|
| اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن عدوهم |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط محب آل الله |
|
|
درباره فاطمه زهرا (س) از دو محور بايد سخن گفت. يك محور مربوط به تحقيقات علمى است كه براى ما ثمره علمى و نتيجه اعتقادى دارد و پشتوانه مسائل اخلاقي، فقهي، حقوقى ما هم هست. محور دوّم آن بخشى است كه مستقيماً به ما مربوط است و ما بايد تأسّى كنيم، آن را اسوه قرار دهيم، الگو بدانيم و پيروى كنيم. آن بخشى كه مربوط به مسائل اعتقادى است و ثمره علمى دارد بررسى مقام منيع آن بانو (س)است كه ايشان همتاى قرآن كريم، نبوّت، رسالت و ولايت است. چيزى از ولى الله مطلق كم ندارد. اينها يك نورند. اينگونه مباحث به هر نتيجهاى كه منتهى شود براى ما ثمره اعتقادى و علمى دارد، امّا نتيجه علمى ندارد. زيرا ما نه آن توان را داريم كه آن حضرت (س) را در ولايت مطلقه، همتاى قرآن الگو قرار دهيم، نه همچنين مأموريتى داريم. بخش دوّم مربوط به سيره و سنّت حضرت زهرا (س) است كه ما هم موظّفيم بررسى كنيم و هم مأموريم پيروى كنيم. آن بخش نخست به طور اجمال اينجا مطرح ميشود نه به طور تفصيل، براى اينكه پشتوانه علمى بخش دوّم خواهد بود. سرّ اينكه اين بانو (س)حجّت بر ائمه اطهار (ع)است و اگر على بن أبيطالب (ع)نبود، هيچكس همتاى آن حضرت نبود، آدَم وَ مَنْ دُونَه؛ اين است كه اين مانند خود قرآن كريم در مقام حدوث و بقاء شَكل گرفت. قرآن از زمين برنخواست و از فكر كسى تدوين نشد. هيچ عالم بشرى اين قرآن را تدوين و تنظيم نكرد. سورهها و آيههايش، معارف و مفاهيمش را بررسى و انشاء نكرد. قرآن مستقيماً از جهان غيب نازل شد و در طى بيست و سه سال ماند و براى اَبد جاى خود را تثبيت كرد. اين سه كار را قرآن كرد: 1. از زمين برنخاست، از آسمان نازل شد؛ 2. نزول قرآن بيست و سه سال طول كشيد؛ 3. ماند كه براى اَبد بماند. (ادامه مطلب) ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط محب آل الله |
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط محب آل الله |
|
|
از امتيازات جوامع اسلامى كه آن را از ديگر اقوام و ملت ها متمايز مى سازد موضوع انفاق و يارى رساندن به قصد عبادت به ساير افراد به ويژه نيازمندان است. بدون ترديد اگر اين آموزه قرآنى در تمام ابعاد و زواياى جامعه گسترش يابد و مسلمانان بدون دغدغه خاطر و با توكل به گنجينه عظيم خزائن خداوندي، در راه خدا انفاق و فداكارى كرده و از اموال و هستى خود بگذرند بسيارى از مشكلات، دامن گير اجتماع مسلمانان نخواهد بود. قرآن، يكى از خصلت هاى مهم اهل ايمان را انفاق مى شمارد و آن را در كنار ايمان به غيب و اقامه نماز قرار مى دهد. در حقيقت خداوند متعال جلوه ايمان را در ارتباط با خدا و ساير انسان ها معرفى مى كند. اگر برآوردى از آثار و دست آوردهاى اين پديده وحيانى به عمل آيد معلوم خواهد شد كه فلسفه تأكيد قرآن بر اين عمل انساني- اسلامى چه نقشى در سالم سازى و تكامل افراد و جوامع دارد. احياى فرهنگ قرآني، تقويت اعتماد عمومي، رفع فقر و نيازمندي، كم شدن فاصله طبقاتي، ازدياد محبت و جذب دلها به همديگر، تقويت وحدت و ارتباط انسان ها، افزايش امنيت و كاهش فساد و تباهي، از جمله ره آورد انفاق است. انفاق صفتى فراگير است كه فقط در اموال خلاصه نمى شود بلكه شامل تمام مواهب و نعمت هاى مادى و معنوى است. قرآن به انسان ها مى آموزد كه از تمام هستى خود، اعم از علم و عقل و انديشه و نيروهاى جسمانى و معنوى و موقعيت هاى اجتماعي، اقتصادى و سياسى خود بايد انفاق كنند و بالاتر از آن از هرچه كه دوست دارند و محبوبترين موجودى آنان است در راه خدا، براى ديگران ببخشند. (آل عمران/92) اين صفت پسنديده بركات و آثار مثبت فراوان فردى و اجتماعى براى مسلمانان دارد ما برخى از نكات و پيام هاى آيات انفاق را از منظر امام باقر(ع) مرور مى كنيم: اهميت انفاق همان گونه كه اهميت ندادن به نماز، يك فرد مسلمان را تا آستانه كفر مى كشاند، ترك انفاق نيز ممكن است تمام اعمال نيك را تحت الشعاع قرار داده و انسان را به وادى سقوط سوق دهد. حضرت باقرالعلوم(ع) در مورد معناى آيه: «سيطوقون ما بخلوا به يوم القيمه ؛(آل عمران/180) به زودى در ... ( ادامه مطلب)
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط محب آل الله |
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط محب آل الله |
|
|
امام ساجدان على بن الحسين(ع) در رساله جامع حقوقى خود، كه سند پرافتخار و گرانسنگ معارف ناب شيعى است، به بيان حقوق مختلفى كه بر عهده فرد مسلمان است، مىپردازد. آن بزرگوار حقوق فرزندان و خردسالان را در كانون توجه خويش قرار داده، والدين را با مسؤوليتخطيرشان آشنا مىسازد. حساسيت و ظرافت موضوع، امام ساجدان7 را بر آن داشت تا در منشور حقوقىاش دو بخش را، با عنوانهاى «حق الولد» و «حق الصغير»، به حقوق فرزندان و خردسالان اختصاص داده، راهنماى تربيتى والدين باشد و شيوههاى مطمئن و ره توشههاى تربيتى ماندگار را فرا روى آنان قرار دهد. اين مقاله بر آن است تا، ضمن نقل متن كلام نورانى امام(ع) در دو بخش «حق الوالد» و «حق خردسال»، در حد بضاعت نگارنده به توضيح و تبيين آن بپردازد. بخش اول: حق فرزند «واما حق الولدك فتعلم انه منك ومضاف اليك فى عاجل الدنيا بخيره وشره وانك مسئول عما وليته من حسن الادب والدلالة على ربه والمعونة له على طاعته فيك وفى نفسه فمثاب على ذالك ومعاقب، فافعل فى امره عمل المتزين بحسن اثره عليه فى عاجل الدنيا المعذر الى ربه فيما بينك وبينه بحسن القيام عليه والاخذ منه ولاقوة الا بالله.» اين سخن حاوى نكات مهم تربيتى است كه به برخى از آنها اشاره مىشود: 1 - فرزند، پاره تن انسان فتعلم انه منك ... امام سجاد(ع) در اين بخش از سخنانش فرزند را جزئى از وجود انسان و پاره تن او مىخواند. بديهى است كه انسان، بطور فطرى، خود و اشيا و امور وابسته به خود را دوست دارد، در راه نگهدارىاش فداكارى مىكند و در مسير رشد و تعالىاش مىكوشد. اين حقيقت كه فرزند وابسته به انسان جزئى از وجود اوست، مسؤوليتسنگين والدين و لزوم عنايت پيوسته به تربيت و رشد فرزندان را يادآورى مىكند. 2 - فرزندان مايه افتخار يا ذلت والدين ... ومضاف اليك فى عاجل الدنيا بخيره و شره كودكان پاك و معصومند و سرزمين وجودشان آماده افشاندن هر بذرى است. والدين مىتوانند باغبانانى دلسوز و با تدبير باشند و دشتحاصلخيز وجود فرزندانشان را به باغستانى سرسبز و بارور تبديل كنند يا در شمار كشاورزان ناآگاه و بىتجربه جاى گرفته، در سرزمين وجود فرزندانشان خارهاى آزاردهنده كشت كنند. البته ثمره تلخ و شيرين فرزندان، سرانجام به والدين مىرسد. اگر فرزندان نيك باشند، مايه نيكنامى و افتخار والدين مىشوند و اگر درست تربيت نشوند، مايه خوارى و بدنامى آنان خواهند بود. آرى، چه بسيار والدينى كه سالها پيش بدرود حيات گفتند، ولى به سبب فرزندان و يادگاران صالح و شايسته، همچنان نامشان زنده و يادشان گرامى است و نداى «خدايش بيامرزد» مؤمنان هديه روحشان است. در مقابل گروهى از والدين، به خاطر فرزندان زشت كردارشان مورد خشم و نفرت ديگران قرار گرفتهاند و نفرين مردم پيوسته بدرقه راهشان. بدين جهت امام(ع) در آغاز سخنش مىفرمايد: «فرزند انسان جزئى از وجود اوست و خير و شرش با وى گره خورده است.» اين هشدارى به والدين است كه اگر براى تربيت فرزندانشان اهميت قايل نيستند و اگر آينده فرزندانشان را نمىخواهند، دستكم به نيك نامى خويش بينديشند. 3 - مسؤوليت والدين ... (ادامه مطلب)
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط محب آل الله |
|
|
پس از شهادت امام حسين(ع) در روز دهم محرم الحرام سال 61 هجرى و ترك لشكر ابن سعد از ميدان جنگ، جنازه امام حسين(ع) و ياران او بر زمين ماند. آنگاه تعدادى از قبيله بنىاسد كه از قديمىترين قبايل عربى ساكن در شهر كربلا به شمار مىرفته، به آنجا آمده و سه گودال قبر مهيا كردند. يكى از آنها براى شهداى بنى هاشم، ديگرى جهت مابقى ياران امام حسين(ع) و يكى نيز براى تدفين امام(ع) بود. انتقال يكباره جسد مبارك امام حسين(ع)براى آنها غير ممكن بود زيرا جسد پاره پاره شده بود. لذا آنها را داخل حصيرى گذاشته و به طرف قبر برده و در آنجا دفن كردند. افراد قبيله پس از تدفين، سريعاً به طرف مزارع خود رفته از بيم اينكه اتباع ابنزياد آنها را ببينيد...پس از هفتهها صحابى جليل جابربن عبداللّه انصارى به زيارت امام(ع) رفته و گريهكنان بركنار قبر شريف او نشست... سپس او هم به جهت اينكه در ديد اتباع ابن زياد قرار نگيرد، شبانه آنجا را ترك كرد. 1- قبر شريف، حالت معمولى داشت تا اينكه سليمان بن صرد خزاعى و گروهش كه بعدها به توابين مشهور شدند به آنجا آمده و جايگاه مخصوصى براى مزار درست كردند. در همانجا آنها هم پيمان شدند كه انتقام او را از ابن زياد و آل مروان بگيرند. 2- پس از آنها، مختار به سال 66 هجرى قيام كرد و براى مزار، علاماتى جهت راهنمايى زائرين، درست كرد و مرقد مطهر امام را به مكانى معلوم و مشخص تبديل ساخت. از آن پس قافلههاى مسلمان براى تبرك و زيارت قبر امام به آنجا رهسپار مىشدند. هيچ يك از واليان اموى، اقدامى در مورد مزار به عمل نياوردند بلكه تلاش بسيار مىنمودند كه از آمدن زائرين به طرف قبر شريف خوددارى كنند. اما زائران با دادن اجناس و هدايا به سربازان اموى، به زيارت قبر امام(ع) مىرفتند. 3- پس از سقوط امويان به سال 132 هجرى و تأسيس حكومت عباسى، اقبال مسلمانان به زيارت مرقد امام حسين(ع) رو به ازدياد گذاشت. خلفاى عباسى براى زائرين تسهيلاتى را فراهم كردند جز اين تعدادى از خلفاى آنها، زايران امام حسين(ع) را از زيارت منع كرده و برخى نيز قبر ايشان را ويران ساختند. كينه ورزترين خلفاى عباسى نسبت به امام حسين(ع) متوكل بوده، پس از قتل متوكل پسرش مستنصر كه بر عكس پدرش دوستار امام حسين(ع) بود به تخت نشست او به زيارت مرقد امام(ع) رفته و مبالغ قابل توجهى براى بناى مرقد مطهر تخصيص داد. 4- ... (ادامه مطلب)
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط محب آل الله |
|
|
اين وصيتى است كه از امالى شيخ طوسى (ره) نقل شده كه به برادرش امام حسين عليه السلام فرمود: " اين است آنچه وصيت مىكند بدان حسن بن على به برادرش حسين بن على: وصيت مىكند كه گواهى دهد معبودى جز خداى يكتا نيست كه شريك ندارد ، پس پرستش مىكند او را بدان جهت كه شايسته ى پرستش است ، شريكى در سلطنت ندارد و سرپرستى از خوارى براى او نيست و به راستى كه او هر چيز را آفريده و اندازه ى آن را به خوبي مقدر ساخته و شايسته ترين معبود و سزاوارترين كسى است كه او را ستايش كنند ، هر كه از او فرمانبردارى كند راه رشد را يافته ، و هر كس كه نافرمانيش را كند به گمراهى و سرگشتگى مى افتد و هر كس به سوى او بازگردد هدايت گشته است. من تو را سفارش مىكنم (اى حسين) به بازماندگانم از خاندان و فرزندان و خانواده خودت كه از بدكارشان درگذرى و از نيكوكارشان بپذيرى ، و براى آنها جانشين و پدرى مهربان باشى ، و ديگر آن كه مرا کنار رسول خدا دفن نمايى كه من به او و خانه او شايسته تر از ديگران هستم... و اگر از اين كار مانع شدند و جلوگيرى كردند ، من تو را به حق قرابت و نزديكى كه خدا براى تو قرار داده و قرابتى كه با رسول خدا دارى سوگند مىدهم كه اجازه ندهى در اين راه به خاطر من خون ريخته شود تا آنگاه كه رسول خدا (ص)را ديدار كنيم و شكايت خود به نزد او بريم ، و آنچه از اين مردم پس از وى بر سر ما رفته ، به او گزارش كنيم ... " اين را فرمود و از دنيا رفت . درود خدا بر او باد . و در روايت مفيد (ره) اين گونه است كه پس از جريان مسموم شدن خود فرمود: (چون من از دنيا رفتم ، چشم مرا بپوشان ، مرا غسل ده و كفن نما ، سوى قبر جدم رسول خدا (ص) ببر تا ديدارى با او تازه كنم ، سپس به سوى قبر جده ام فاطمة بنت اسد رضى الله عنها ببر و در آنجا دفنم كن ، و بدان اى برادر كه مردم گمان دارند شما مىخواهيد مرا كنار رسول خدا (ص) به خاك بسپاريد ، پس در اين باره گرد آيند و از شما جلوگيرى كنند ، تو را به خدا سوگند دهم مبادا به خاطر من به اندازه ى ذره اى خون ريخته شود.) (2) منابع1) بحار الانوار، ج 44، صص 152-151.2) ارشاد شيخ مفيد، ج 2، ص 14. |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط محب آل الله |
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط محب آل الله |
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط محب آل الله |
|
|
قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراءُ(عليها السلام) 1- موقعيت اهل بيت در نزد خدا
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط محب آل الله |
|
|
نخست آن كه: وجود شريف وى به تصريح روايات، كوثر زلال معرفت الهى است و دوست و دشمن معترفند كه اهمّ معارف الهيه پس از رسول خدا (ص) بر زبان فرزندان اين بانوى ارجمند، جارى شده است و اگر روايات رسيده از طريق ائمه معصومين ـ سلام الله عليهم اجمعين ـ نبود هر آينه گنجينه معرفت دينى كاستى ميگرفت و دست رهزن خائنين به احاديث پيامبر(ص) گوهرهاى تابان آن را ميربود. دوم آن كه: وجود نازنين زهرا ـ عليها السلام ـ ملجأ اولياى الهى است و آنان در دنيا و آخرت اميد به افاضات و عنايات وى دارند و هر شيعه پاك دلى چون ميخواهد پيك دعايش به آستان هر كدام از ائمه(ع) راه يابد آنها را به نام مادر ارجمندشان سوگند ميدهد آن گاه حاجت خود ميطلبد. سوم آن كه: فاطمه اسوه زنان است و اگر وجود نورانى آن حضرت نبود زنان مسلمان نميدانستند كه براى نيل به تعالى و علوّ روحى بايست به چه شخصيتى اقتدا نمايند و رفتار و كردار چه كسى را نصب العين خود قرار دهند. و اينك تفصيل برخى از فضايل آن حضرت: *** ادامه مطلب***
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط محب آل الله |
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط محب آل الله |
|
|
حضرت زهرا(س) درجامعه اى متولد مى شود كه فاقد هر يك از عوامل مهم براى شكل گيرى يك نظام ارزشمند در تعيين ارزشهاى اجتماعى است به نحوى كه به اقرار تاريخ نگاران و پژوهشگران در تعريف از عربستان قبل از اسلام را چامعه اى بدوي و عارى از ارزشهاى انسانى دانسته كه نظام ارزشى آن مبني بر خرافه و خرافه پرستى است ، زنده ماندن در پناه كشتن ديگران ، فخر فروشى بر يكديگر و گورهاى مردگان ، دختران را در نخستين دم حيات زنده به گور سپردن و ديگر ضد ارزشهاى انسانى را كه به صورت ارزشهاى اجتماعى شكل يافته و در جان و روح مردم آن سرزمين خانه گزيده است . مردم نيز متعصبانه در ادامه اين شيوه از حيات با گذشت زمان و به قدرت معجزه كلام خداوند و اسوه حسنه اي كه از سوى ذات اقدسش مامور و سفير نجات اين مردم است معماري اولين اجتماع اسلامى به رهبرى رسول اكرم (ص) بدست اينان ميسر مى شود در اين اجتماع حضرت زهرا (س) الگوى سنت شكنى است. سنت هاى غلطى كه تنها خاص جاهليت قديم نيست بلكه در جاهليت مدرن عصر حاضر نيز با رنگ و بويى ديگر جلوه گر مى باشد.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط محب آل الله |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ای پادشه خوبان
داد از غم تنهایی دل بی تو به جان آمد وقت است که باز آیی |
|
RSS
|